۱۳۸۹ مرداد ۳۱, یکشنبه

وحشت غنی احمد زی

امرتیا سن در کتاب " هویت و خشونت " خود خاطره ی جالبی را نقل می کند. می گوید که روزی یکی از استادان اش در انگلستان در مورد مردمان سه کشور قضاوت می کرده. می گفته که جاپانی ها بیش از حد مودب اند و هندی ها بیش از حد گستاخ و چینی ها خوب اند که در میانه هستند. امرتیا سن می گوید که من این نظر را قبول نداشتم مخصوصا که لبه ی تیزش متوجه من هندی بود. اما فورا حرف استادم را تایید کردم , چون اگر خشمگینانه با او وارد مشاجره می شدم این کار من فقط اثبات می کرد که آنچه او در مورد هندی ها می گوید درست است!

امروز که مناظره ی عزیز رویش و حشمت غنی احمد زی را تماشا کردم خاطره ی امرتیا سن به یادم آمد. آقای احمدزی - که رئیس شورای سراسری کوچی ها است- در قسمتی از سخنان خود چندان چنگ و دندان نشان داد و غرید و بر خود پیچید که برای هر آدم صاحب بصیرتی اثبات کرد که از برخورد مدنی هیچ بویی نبرده است. اگر کسی فکر می کرد که کوچی ها زورگویی می کنند آقای احمدزی این برداشت را با رفتار خود تایید کرد. تازه این آقای احمدزی بود که از کلمات خارجی هم استفاده می کرد و نکتایی هم داشت و از او مثلا انتظار می رفت که کمی مدنیت بفهمد. عزیز رویش واقعا رفتار سنجیده و مدنی داشت.

۵ نظر:

wakil گفت...

سلام استادهاتف گرامی
اگر کوچی منطق می داشت و تمدن پذیر می بود،پس کوچی معنای خاص اش را از دست می داد،اینها با حمایه حاکمیت های سفاک،جبار و دون صفت همیشه بر هزاره ها غریده و تا کنون این غریدن ادامه دارد.رویش واقعآ انسانی است متواضع و منطق گرا،رویش امیداین مردم است.دیدید که وی چگونه بی رحمانه به اسناد کوچی ها اشاره داشت که شصت فیصد هزاره جات مال کوچیهاست،آیا ازین بیشتر چشم دریدگی وجود دارد؟اسنادی که کوچیها بدان استناد میکنند در حقیقت اسنادی محکومیت شان است، زیرا آنهااین اسناد به خاطر پاداش قلع وقمع هزاره ها از امیر جبار و خون آشام یعنی عبدالرحمان دون صفت به دست آورده.اگر واقعآ در افغانستان یک حکومت واقعآ ملی تهداب گزاری گردد،کوچی باید توسط همین اسناد محاکمه گردد نه اینکه آنها توسط سند محکومیت شان امتیاز گیری کنند.چون متاسفانه در افغانستان همیشه حکومت قبیلوی بوده،پس بگزار کوچی ها همینطور بغرند،ولی روزی دوباره ابوذر ها ظهور خواهند کرد،این وعده تاریخ است.
موفق باشی

ساکی گفت...

جمله ی آخرتان را درست متوجه شدم؟ به این معنیست که : پس پیش به سوی پیرهن و تنبان افغانی و برقع. چون این طوری از ما انتظار بیهوده ی مدنیت نخواهند داشت.
حیف، ناامید شدم.

سخیداد هاتف گفت...

ساکی عزیز ,
من متوجه منظور شما نشدم.

رضا گفت...

من به سختی متوجه منظور ساکی عزیز شدم. فکر می کنم ساکی متوجه جمله آخر هاتف نشده باشد.

منظور هاتف در جمله ای آخرش این است؛ کسی که از کلمات خارجی/انگلیسی، استفاده می کند، به این معنی است که؛ باسواد و جهان دیده است، و بالطبع بیشتر مظاهر فرهنگی و تمدنی را درک میکند، و این در حالی بود که احمدزی از کلمات خارجی استفاده می کرد و برعکس خود هیچ مشخطه ای از مدنیت نداشت.

خدا کند که منظور هاتف عزیز را فهمیده باشم و درست بیان کرده باشم.

Saki گفت...

سلام. ببخشید که اینقدر دیر برگشتم.
بله. من متوجه منظورتان نشده بودم. حالا متوجه شدم. کندی ذهن است دیگر.
تشکر از آقای رضا به خاطر توضیح.

 
Free counter and web stats