۱۳۹۰ اسفند ۸, دوشنبه

حدیث دلتنگی

کسی در فیس بوک نوشته است:

« از این زنده گی یک نواخت خسته شده ام. سال ها است که نه جنگ مهمی در می گیرد٬ نه شهری ویران می شود و نه مردم با توپ و تانک به جان هم می افتند. خیلی که بخت با من یار شود هر چند روزی دعواهای سر کوچه ی چند نفر را می بینم که با دو سه مشت و لگد ختم به خیر می شوند. کاش همین دعوا ها زیاد می بودند. بهتر از هیچ اند. گاه خواب می بینم که همه ی شهر آتش گرفته و صدای رگبار گلوله ها و راکت ها خانه ها را می لرزانند... اما وقتی بیدار می شوم می بینم که همه در خواب مرگ اند و هیچ خبری نیست. اندوهگین می شوم. یادش به خیر٬ ما هم روزی جگر شیر داشتیم».

در زیر این یادداشت فیس بوکی این را می بینیم:

۸ نظر:

ناشناس گفت...

این هم یکی از نورمهای اجتماعی ماست. برای بعضی ها خاطره های کودکی دوباره زنده میشودو برای بعضی ها هم خاطره های دوران جوانی و ...... اسطوره های ما هم از دل این اجتماع بوده است.

شب ستا گفت...

بی شک. نصف افغانستان به انترنت دسترسی دارند!

حسن مالستانی گفت...

دیس لایک شدیدا!

ناشناس گفت...

من در فیسبوک اینطور یک پست رایافته نتوانستم.منبع ان را ذکرنمایید که در کجا بوده.

علی تابش گفت...

هاتف گرامی سلام.
اتفاقا چند بار تو فیسبوک دنبال تون گشتم... اما پیدا نتونستم.

حالا که اینطوری شد پس لطف کنید فیسبوک تونو بذارید. تا اونجا روزنوشت های شما رو هم بخونیم دیگه...ممنون

سخیداد هاتف گفت...

دوستان سلام
یعنی بعضی واقعا در فیس بوک می گردند که یادداشت مذکوررا پیدا کنند و ببینند که سیزده و نیم میلیون افغان چه طور «لایک» اش کرده اند؟

من دیگر نمی نویسم!

سخیداد هاتف گفت...

علی تابش عزیز
من در فیس بوک نمی نویسم. گاهی می روم با یکی از دوستان چت کنم. فیس بوک جای نوشتن نیست.

ناشناس گفت...

چی جالب که بعضی دوستانتان واقعآ دنبال همچون متنی در فیس بوک میگردند.
هنوز نمیدانید که هاتف از این سری کار گذاشتن ویا شوخی گاهی گاهی با کسی دارد.این بار هم شاید منظوریش شما بودید...
شما این یاداشت را تا چی اندازه در جامعه ما( فیس بوک جامعه ما ) میتوانید پیدا کنید!

 
Free counter and web stats