۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

مشکلی دارم...

به نظر من کسانی که از نابرابری میان زنان و مردان دفاع می کنند، این کار را از موضعی می کنند که خود همان موضع قابل دفاع نیست. این را شرح می دهم:
هوش را در نظر بگیرید. اگر شما باور دارید که توانایی هوشی مردان بیشتر از توانایی هوشی زنان است، باید توضیح بدهید که از کجا به چنین باوری رسیده اید. آن گاه، شما در مقام توضیح ِ این مساله هزار نمونه انتخاب می کنید و نشان می دهید که در این هزار نمونه از آدم های بسیار هوش مند هشت صد نفر مرد اند و بقیه یعنی دو صد نفر زن.
حال، آدم باید در مورد این وضعیت از چند چیز مطمئن شود:

یک- آدم باید بداند که عدد هشت صد در برابر دو صد چه معنا می دهد. یعنی این اعداد به لحاظ کیفی به ما چه می دهند. اگر ما یک بار امتحان کردیم و به عدد هشت صد در  برابر دو صد رسیدیم و بار دیگر امتحان کردیم و به عدد هفت صد در برابر سه صد رسیدیم، آیا این تغییر معنا دار است؟ ما می گوییم مردان هوش مند تر از زنان اند. حال، در همین مثالی که آوردم اگر عدد هشت صد مرد در برابر دوصد زن نشان می دهد که مردان هوش مند تر اند، عدد هفت صد مرد در برابر سه صد زن چه چیزی را نشان می دهد؟ اگر پاسخ این است که این بار هم به این نتیجه می رسیم که مردان نسبت به زنان هوش مند تر اند، سوال بعدی این است که آیا کلمه ی " هوش مند تر" با اضافه شدن و کم شدن ِ "صد" از نظر معنایی تکان می خورد یا تکان نمی خورد؟  اگر رقم مذکور شش صد مرد در برابر چهار صد زن باشد پاسخ چیست؟ ما از کجا به بعد اعلام خواهیم کرد که دیگر به کار بردن لفظ " هوش مند تر" در مورد مردان مجاز نیست؟ اکنون، کسی که مثلا معتقد است که مردان نسبت به زنان هوش مند تر اند یا باید قبول کند که در این مورد بر برداشت های غیر روش مند و شهودی خود تکیه کرده است که هیچ مبنای معتبری ندارند، یا باید روشن کند که از کجا می داند که مردان هوش مند تر از زنان اند. 

دو- آدم باید بداند که ( در مثال هوش ِ مردان و زنان) هوش یعنی چه. ما به چه چیزی هوش می گوییم؟ وقتی می گوییم از لحاظ هوشی مردان نسبت به زنان برتری دارند، در واقع می گوییم که مردان در چه چیزی نسبت به زنان برتری دارند؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید روشن کنیم که هوش پدیده یی است با فلان مشخصات و فلان ابعاد و مردان سهم بیشتری از این پدیده دارند. در این جا با دو مشکل سر و کار پیدا خواهیم کرد: یکی این که باید هوش را در تمام دامنه ی گسترده اش مطالعه کنیم و در تعریف خود همه ی پیچیده گی های آن را منعکس کنیم. دیگری این که باید مشخص کنیم چه کسی حق دارد در مورد تعریفی که از هوش می دهیم داوری کند. آن کس که می گوید " بلی، این تعریفی که تو از هوش داده ای کاملا درست و قابل قبول است" کیست؟ این را به خاطری ذکر می کنم که ممکن است مجموع سیستم داوری ِ ما برخاسته از یک نگرش مردسالارانه و مبتنی بر روایتی مردسالارانه از مفاهیمی چون "درست" و "قابل قبول" باشد. آن گاه، نمی توان همان چارچوبی را که خود متهم درجه اول است، به عنوان چارچوب داوری بی طرفانه برگزید. 

سه- آدم باید بداند که وقتی کسی به باوری چون " مردان نسبت به زنان هوش مند تر اند" می رسد، در تحت چه شرایطی به این باور می رسد. به این معنا که ما چه گونه اطمینان حاصل می کنیم که ما به این باور رسیده ایم صرفا به این خاطر که این باور واقعیت دارد. این پرسش مهم است، چرا که این امکان وجود دارد که ده ها عامل ِ دیگر ( جدا از واقعیت هوش مند تر بودن مردان) بر نگاه و برداشت و نتیجه ی جست و جوی ما تاثیر گذاشته باشند و ما را به سوی این نقطه رانده باشند که مردان نسبت به زنان هوش مند تر اند. قاعدتا ما برای این که بتوانیم به این نتیجه برسیم که مردان نسبت به زنان هوش مند تر اند باید عوامل مزاحم را از سر راه خود برداشته باشیم. به بیانی دیگر، اگر می خواهیم بدانیم که زنان هوش مند تر اند یا مردان، باید شرایطی فراهم کنیم که در آن بتوان هوش مردان و زنان را به گونه یی مقایسه کرد که عوامل تاثیر گذار بیرونی برای هیچ یک از آن دو مزاحمت خلق نکنند یا یاری نرسانند. آیا ما هوش مردان و زنان را در تحت چنین شرایطی مطالعه و مقایسه کرده ایم؟ آیا در مثل می توان عامل مزاحمی به نام "سرگذشت تاریخی" را از میان برداشت؟ 

به نظر نمی رسد که کسانی که به نابرابری زنان و مردان معتقد اند، توضیح مقبولی در مورد این سه ملاحظه که آوردم عرضه کرده باشند.  این است که موضع شان در این زمینه موضع معتبری نیست. این که بگوییم زنان و مردان با هم تفاوت دارند، سخن پیش پا افتاده و حتا مسخره یی است. کسانی که از برابری زنان و مردان دفاع می کنند هم منظور شان این نیست که مثلا اندام تناسلی مردان و زنان باید هم شکل و یک سان شوند و کارکرد واحدی پیدا کنند. مساله ی برابری و نابرابری وقتی چالش انگیز و پر پی آمد می شود که عده یی سعی می کنند تنها با اتکا بر برداشت های بی بنیاد شهودی خود مثلا از برتری هوشی مردان نسبت به زنان دفاع کنند. وقتی این موضع را برگزیدیم، دیگر به آسانی نمی توان توضیح داد که منظور مان از برابری حقوقی زنان و مردان چیست. یعنی با این موضع دفاع مان از برابری حقوقی زنان و مردان هم بی وجه می شود. چرا که اگر کسی بنا به تعریف کمتر هوش مند باشد، منطقی تر آن است که چنین کسی مسئولیتی را بر عهده نگیرد که در آن هوش مندی یک شرط اساسی باشد. آیا مثلا مقام ریاست جمهوری چنین مقامی هست یا نیست؟ اگر ریاست جمهوری هوش مندی می خواهد ، آن گاه باید قبول کرد که وقتی مردان خود را نامزد ریاست جمهوری کرده باشند زنان باید از چنین کاری منصرف شوند. به بیان روشن تر، در این صورت خلاف عقل است که به زنان اجازه داده شود تنها بنا بر اقتضای برابری حقوقی خود را نامزد ریاست جمهوری کنند. حالا این رشته را در دیگر موارد هم دنبال کنید.  

۳۱ نظر:

غلام نبی افضلی گفت...

سلام بر هاتف عزیز،
بحث را بسوی عمق اش برده و چیز های را بر فهم ام افزودید، قدر دانی میکنم.

ناشناس گفت...

سلام به همه

من نظر اقای مهرورز را صادقانه ولی نادرست می دانم. صادقانه از این زاویه، که این گونه نگرش ، اساس تفکر بسیاری از ادمها در کشورهای اسلامی ( و کمتر در کشورهای غیر اسلامی ) را تشکیل می دهد. اما ان را به صورت مستقیم نمی گویند اما به صورت غیر مستقیم و در پرده می گویند.

من می خواهم از یک زاویه ای دیگر به نظرات ایشان نگاه کنم:

1. مواردی که ایشان برای دلایل خود اورده اند بسیار محلی و حد اکثر بخشی خاصی از جهان را شامل می شود. مثلا همان مثال آشپزی. این مثال بسیار محلی است و بدون عمیق شدن ادم را به بیراحه می برد. وقتی مهمانی بیشتر از پنجاه نفر می شود، به افراد بیشتر نیاز پیدا می شود که معمولا این افراد باید از خارج از فامیل فوری بیایند و کمک کنند و در فرهنگ ما، در این مرحله، زنان را از این افراد کمکی بیرون از خانه پنهان می کنند. و لذا تمام کار می شود مردانه !

اما این زیاد مهم نیست. مهم برتری هوشی مرد نسبت به زن است در نظرات ایشان. این نظر پایه ای درست علمی ندارد و استدلال ایشان هم پایه ای منطقی ضعیفی دارد.

ناشناس گفت...

جالب این است که اگر شما عین همین استدلال را از منظر یک راست افراطی غربی در باره ای مسلمانها بیاورید، تقریبا به اندازه ای درستی نظر اقای مهرورز نظر ان راست افراطی درست جلوه می کند. اینکه مثلا یک و نیم ملیارد مسلمان در هیچ رشته ای علمی حتی دو درصد جوایز نوبل یهودی ها را ندارند که یهودی ها تمام جمعیت شان چهارده ملیون نفر در جهان است. یک چهارم کشورهای جهان را کشورهای اسلامی تشکیل می دهند اما بیشترین دیکتاتوری ها، بیشترین دولت های ناکام، بیشتر نبود حاکمیت قانون، بیشترین بیسوادی، بیشترین سرکوب زن، بیشترین نزاع اجتماعی را می توان در کشورهای اسلامی یافت. حتی یک کشور مسلمان را نمی توان یافت که در ان حاکمیت قانون، پاسخگویی سیاسی، تقسیم قوا، حاکمیت مردم بر مردم به صورت ریشه ای مستحکم شده باشد.

حالا اکثر راست های افراطی از این همه ناجوری در کشورهای اسلامی به این نتیجه می رسند که این ها سب هیومن هستند که حتی به درستی تقلید نمی توانند. اما ما می دانیم که این طور نیست و این شرایط تاریخی، اجتماعی، سیاسی و ... است که این کشورها در ان گیر کرده اند.

حالا،

وقتی کسی می گوید که زن کم هوش تر از مرد است این به معنای ان است که مغز زن از نظر فزیکی باید تفاوتی با مغز مرد داشته باشد که کارهایی ان را کمتر کرده است.

اما این ایده پایه ای علمی ندارد. چون اگر زن ها کم هوش ترند پس باید تمام زنها این طور باشند. همچنان که هیچ میمونی نمی تواند یک فورمول ریاضی بیاموزد. مغز زنها هم در ان بخشی که مخصوص توانایی مغز مردان است نباید کارکردی داشته باشد. در غیر این صورت این ادعا یک ادعای من در اوردی می شود. اما ما می دانیم که تنها ماری کیوری هم در فزیک و هم در کیمیا جایزه ای نوبل گرفت و دست اورد علمی ماری کیوری، یک دست اورد اساسی در پیشبرد علم کیمیا است. حالا، اگر ماری کیوری به عنوان یک زن توانست کاری را بکند که یک مرد در تمام کره ای زمین نتوانست این نشان می دهد که مغز مرد برتر از مغز زن نیست. چون اگر یک مردی کشف علمی ماری را می کرد دیگر فرصتی برای ماری نمی ماند که با کشفش پهنه ای علم کیمیا را گسترش بدهد.

ناشناس گفت...

قصد توهین ندارم. اما برای یک مرد از کشورهای ما واقعا پر رویی می خواهد که بیاید ادعا بکند که مغزش قوی تر از مغز ماری کیوری و دختر او است. ماری کیوری و دخترش آیرین کیوری سه جایزه ای نوبل در ساینس گرفتند که تا امروز در میان زنان و مردان دانشمند این خودش یک دست اورد عظیم است. یعنی مگر چند مرد دارید که در دو رشته ای متفاوت نوبل گرفته اند؟ ایا کسی می تواند در میان یک و هیم ملیارد مسلمان یک مرد را نشان بدهد که در دو رشته ای جداگانه نوبل گرفته باشد و یا پهنه ای علمی را گسترش داده باشد؟

آیرین کیوری برای اولین بار در تاریخ بشر، کیمیاگری کرد. یعنی از بارون، نایتروجن رادیون اکتیف به دست اورد از از المونیوم فاسفورس و از مگنیزیم هم سیلیکان به دست اورد. این در حقیقت نتیجه ای هزاران سال تلاش بشر برای کیمیاگری بود که ان را این زن ممکن ساخت. حالا چرا مردان که مغز برتر دارند نتوانستند در طول هزاران سال این کار ایرین را انجام بدهند؟

تفاوت فزیکی یک چیز عریان است. اما ایا در هیچ نوعی از حیوانات شما مشاهده کرده اید که ماده از نر کم هوش تر باشد؟ مثلا در گربه ها؟ گرگ ها و یا شیرها؟

مشکل این نگاه این است که برابری مردان و زنان را تلاش می کند که بر پایه ای توصیه های اخلاقی استوار کند. اما در حالیکه زنان ، جایگاه امروز خود را نه خیرات گرفته اند و نه به خاطر توصیه های اخلاقی مردان. کلینتون خودش در مبارزات انتخاباتی امریکا به یک قدرت سیاسی تبدیل شد. اوباما با یک مارجین ناچیزی از او پیشی گرفت و با انتخاب او به این مقام می خواست طرفدران او را با خود داشته باشد. او وزارت را به کلینتون خیرات نداده است. مردان وزارت خواه هم کم نیستند که بگذارند به همین سادگی یک کم هوش جایگاه شان را بگیرد.

اما زنان بسیار قبل از اینها خود شان را ثابت کرده بودند.

یو زیتان امپراتور چین در قرن هفتم میلادی، زنی بود که با بیرحمی تمام قدرت را به دست گرفت و دمار از روزگار طبقه ای ارستوکرات چین در اورد و جایگاه بودیسم را در چین استوار کرد.

ایا در قرن هفتم میلادی، مردی نبود که با زرنگی و یا با خشونت جلوی یو را بگیرد. نه. نبود. اگر می بود این کار را می کرد.

تهم ریش یا تامیریس زنی بود که رهبری نظامی و سیاسی مردمی در اسیاسی مرکزی را به عهده داشت به نام مساگیتا. او همان کسی است که بعد از قتل عام شدن بخشی از اردویش به دست کوروش، سر انجام کوروش را شکست داد. او کوروش را کشت و سرش را بریده در کاسه ای پر از خون گذاشت چون قبل از جنگ به کوروش گفته بود که تو خونخوار را انقدر خون بنوشانم که هرگز فراموش نکنی. جمجمه ای سر کوروش را برای سالها به عنوان جام شراب استفاده می کرد. تامیریس یکی از بیرحمترین جنگسالاران تاریخ است. حالا، چه شد که کوروش با ان نام و اوازه و زرنگی واضح، به دست یک زنی کشته شد که مغزش قدرت پردازش مغز او را نداشت؟

نمونه ای بسیاری در تاریخ و در جهان امروز است که ثابت می کند زن بدون کم و کاست انسان است و حقوقش هم از این جا ریشه می گیرد مثل هر انسان دیگر.

اما اینکه محرومیت هزاران ساله ای زن، و شکل گیری تمام فرهنگ بشریت به دور مرد سالاری چه قدر تاثیرات منفی به جا گذاشته است یک امری است که باید بسیار در کاویدن ان دقت کرد. اکثریت ادیان، در دوران مردسالاری مطلق به وجود امدند و ناچار این واقعیت را چوکات کردند. حتی اندیشه های غیر دینی این واقعیت را در خود جادادند مثلا فاشیسم.

کاش ما چند کم هوشی مثل سیما سمر می داشتیم !!!

با احترام به همه

علی دایچوپان

مهرورز گفت...

ناشناس عزیز
کاش به نام ناشناس پیام نمی دادید.
متاسفانه امشب وقت ندارم و فردا هم وقت نخواهم داشت اما شاید بتوانم فردا شب جواب مفصلی بنویسم.
فقط یک نکته را بطور خلاصه می گویم. شما چرا ماری کیوری و دیگر دانشمندان زن را به طور خاص نام می برید و بعد آنها را با مردان مقایسه می کنید؟ من چندین بار گفتم زنان به طور اوسط نظر به مردان توانایی فکری پایین تری دارند. میدانید اوسط یعنی چی؟ یعنی اینکه بلی زنانی هم هستند مانند ماری کیوری و خانم کلینتون و سیما سمر اما به صورت عموم زنها در مقایسه با مردها از نظر عقلی و فکری ضعیف ترند. این به این معنا نیست که ضرورتا زنی کا قاتل کوروش بوده نباید با هوشتر از کوروش می بوده باشد!!
مفصل تر برایتان در آینده خواهم نوشت.

حسن مالستانی گفت...

اول ازهمه باید از آقای مهرورز تشکر کنم که دراین روز ها به داد ما مردان مظلوم رسیدند اگرنه واقعا فکرمی کردیم نسل ما مردان رو به انقراض است! و حال با کشفیات این ابر مرد اعتمادمان سرجایش آمد!
از طرفی هم سرکارساکی بسیار احساساتی چیز هایی نوشته اند که بیشتردرتایید حرفهای نادرست آقای مهرورز می باشد...
به نظر می رسد که آقای مهرورز از چیزی با خبر است که آنرا به صراحت نمی گوید بلکه نتیجه گیری های خود را از آن بطور گزینشی ذکر می کند. نکته این است که شواهد تجربی دراندازه گیری اندازه مغز زنان و مردان نشان می دهد که مغز مردان بطور متوسط حدود 100 گرم در وزن و یا حدود 180 سانتی متر مکعب درحجم بزرگتر است که این تفاوت از حدود 4 تا 10 درصد است. آقای مهروزر از این اطلاعات نتیجه گرفته است که زنان درتمام عرصه ها از مردان ضعیفتراست، یعنی از هوش کمتری برخوردارند.
برای توضیح این تفاوت باید برگردیم به کمی اطلاعات بیولوژیکی و کمی هم فیزیولوژی هرچند که برای خیلی ها توضیح واضحات هم باشند.
جناب هاتف هم اشاره به اهمیت نحوه بررسی و قضاوت نهایی کرداند. من هم چیز هایی دراین باب نوشته ام ولی چون اینجا قابل کاپی نیست دوستان علاقمند را به خواندن آن دروبلاگ خودم دعوت می کنم.
خلاصه نتیجه بحث من این است که صحبت کردن از برتری زن یا مرد حرف بیهوده و غیر دقیق است و غیر علمی.

ناشناس گفت...

مهرورز عزیز

سلامم را بپذیرید

بله می دانم که اوسط یعنی چه. اما اشاره ای من درست متوجه همین نکته ای اوسط گیری شما است. یعنی اینکه شما امده اید دست اوردهای زنان و مردان را از گذشته تا حال ( اینده را که نمی دانیم ) در نظر گرفته یک اوسط گیری کرده و ان وقت این اوسط گیری را مبنای استدلال خویش قرار داده اید.

اما اوسط گیری را من به این دلایل درست نمی دانم:

1. این روش سطحی است. اگر ما با روش اوسط گیری کار کنیم ، در این صورت باید قبول کنیم که یهودیان ، از بقیه ای ادمها و ملت ها هوشمندتر اند. مسلمانان نسبت به دیگران کم هوش ترند. سیاه پوستان نسبت به همه کم هوش ترند. افغانها یکی از کم هوش ترین مردمان زمین هستند. روماها و جت های هند مغز ضعیف تری دارند. حالا شما فکر کنید که با این روش تفکر، از بشریت چه برجای می ماند و دلیلی نداریم در مقابل راست افراطی غرب که همین اوسط گیری را به شکل جدی تر و پیچیده ترش اساس تفکر خود قرار داده اند.

2. اوسط گیری ما را از کاوش پس زمینه ای ناکامی ها، دلایل اجتماعی، سیاسی، روانی، اخلاقی، دینی، نهادی ( انستیتوشنال ) و فرهنگی ناکامی های گروههای حاشیه نشین ( زنان، اقلیت های نژادی، اتنیکی، مذهبی و کاست ها و طبقات تبعیض دیده ) بی بهره، بی خبر و دور می کند. شما یک نگاهی بیاندازید به تاریخ حق رای برای زنان. قدیمی ترین حق رای در اسکاندیناوی به زنان به صورت مشروط داده شد که در قرن 18 بود. اگر من هم اوسط گیری کنم ! به صورت متوسط می توان گفت که حق رای در نیمه های قرن بیست به زنان داده شد. یعنی 60 سال قبل ! و هنوز در سال 2012 بیش از سی ملیون زن در عربستان سعودی حق رانندگی ندارند. حالا با این وضعیت ایا درست است که ما بیاییم دست اورد مرد و زن در سیاست را اوسط گیری کنیم؟ ایا فکر نمی کنید که برای از میان بردن تبعیض چندین هزار ساله در مقابل زنان ما به چیزی بیشتر از 60 سال نیاز داریم؟

یاد مان باشد که تاریخ حق رای برای زنان با حق رای دادن برای زنان ان طور که مثل یک مرد از رایش استفاده کند تفاوت اساسی دارد. حکم روی کاغذ و جا گرفتن ان حکم در اخلاق، سنت و فرهنگ فرق اساسی دارد. این فرق را شاید بتوان به صورت روشن در افغانستان دید که به زنان در نیمه ای اول قرن بیست حق رای داد اما زنان در اخرین روزهای قرن بیست حق بوت کوری بلند پوشیدن را نداشتند !!

3 باز هم اشاره می کنم که وقتی شما می گویید توانایی " عقلی و فکری " زنان کمتر از مردان است یعنی می گویید که مفز مردان توانایی هایی دارند که مغز مردان ندارند. حالا، دو راه وجود دارد.


ا. شما ثابت کنید که مغز زن نوعی ، ضعیف تر از مغز مرد نوعی است. این ناممکن است. چون همه ی ما می دانیم که زنان بسیاری بوده اند که از مرد متوسط، به درجات باهوش تر بوده اند. پس پایه ای علمی این کار ، سالها قرنها قبل وقتی زنانی در رشته های متفاوت سر امد شدند مثلا وقتی همان تامیریس با تیز هوشی خود تکنیک های جنگی طراحی کرد که بر تکنیک های کوروش برتری اش ثابت شد، ویران شده است.

ب. راه دیگر ان است که فارغ از تمام تبعیض ها، ما دست اورد زنان و مردان را اوسط گیری کنیم. اما ما می دانیم که فارغ از تمام تبعیض ها و دست و پا گیری های که هزاران ساله است ، میسر نمی شود مگر با گذشت قرنها. در همین غرب، تبعیض در مقابل زنان در تمام عرصه ها به قوت خود باقی است ( گرچند بسیار بهتر از بخش هایی از اسیا و افریقا و امریکای جنوبی است. )

من واقعا دوست دارم که بدانم جواب شما در مقابل منطق اوسط گیری راست افراطی غربی در رابط با مسلمانان چیست. ایا شما به درستی اوسط گیری در این زمینه هم باور مندید؟

منتظر نوشته های بعدی شما می مانم.

از محترم سخیداد هاتف هم تشکر می کنم که این فرصت را در خانه ای خوبش به ما داده است.

با درود به همه

علی دایچوپان

سخیداد هاتف گفت...

دوست گرامی علی دایچوپان،
شما به نکته ی مهمی اشاره کرده اید. اگر برتری تمدن غرب را به هوش برتر غربی ها نسبت بدهیم ( و آن گاه هوش را هم پدیده یی بدانیم که به آسانی تن به اندازه گیری در مقیاس های بیولوژیک می دهد)، چاره یی نمی ماند که قبول کنیم ما از لحاظ هوشی مردمان فرومایه یی هستیم.

برای من این نکته هم در موضع مهرورز گرامی مهم است که ایشان از کجا می داند که زنان به طور اوسط کم هوش تر از مردان اند. کسی که چنین حرفی می زند باید دست به مطالعه ی گسترده یی زده باشد و در طول مطالعه ی خود موفق شده باشد که مزاحمت عوامل متداخل یا همان Confounding Factors را از میان بردارد. این که بگوییم برای بیش از 50 نفر میهمان آشپز مرد به کار است!برخورد بسیار دلبخواهی و عامیانه با مساله است. من هم می توانم بگویم درخت های کاج جهان اکثرا شش متر بلندی دارند چون در محله یی که من زنده گی می کنم وضع از همین قرار است!

شادکام باشید.

غلام نبی افضلی گفت...

خوب شد،
بسیار چیز ها در این بحث برجسته شد، گفتو گو ها دل چسپ و جالب است، بهره مند میشوم.

ناشناس گفت...

هاتف محترم سلام

تشکر از یاد اوری تان. راستش، اساس تفکر نژادپرست های غربی همین است دست اورد های عظیم غربی ها را با دست اورد های دیگران می سنجند و چون دست اوردهای غربی ها را بسیار بیشتر از دیگران می یابند لذا به این نتیجه ای غلط می رسند که غربی ها برتری ژنیتیک دارند نسبت به دیگران. من در عمل با اینگونه مغالطه روبرو شده ام. وقتی آدم وضعیتی را تجربه می کند، راحت تر می تواند کسی دیگری را که در ان وضعیت مشابه قرار دارد درک کند.

یک چیزی را که من متوجه شده ام این است که زبان و روش تبعیض در همه جا یکی است. یعنی اول تبعیض گر، قربانی را از هر لحاظ می شکند و در مانده می کند و ان وقت همان شکستن و درماندگی را اساس توجیه تبعیض خود قرار می دهد.


با ارزوی موفقیت تان

علی دایچوپان

ناشناس گفت...

این سوالم را قبلاً در یک جای دیگر نیز نوشتم...

من نیز با تأیید نظرات "مهرورز" به نوبۀ خود یک پرسش دارم که چرا در میان پنجصد شرکت موفق، برتر و برجستۀ امریکایی (500 فارچونس)، صرف 2.4 درصد مدیران عامل، زن هستند؟

در حالیکه در عصر کنونی و در محیط ایالات متحده تبعیض جنسیتی (خصوصاً در بخش اقتصاد و بازرگانی) قریب به صفر است.

صرف لیاقت، تحصیل و استعداد های شخصیست که انسان ها را تا بلند ترین قلعه های کامیابی (در زمینه بازرگانی) میرساند.

http://money.cnn.com/magazines/fortune/fortune500/2011/womenceos/

با احترام

مرید

مهرورز گفت...

هاتف عزیز سلام دوباره!
1- فرمودید که باورمندان به هوشمند تر بودن مردان از کجا به این نتیجه رسیده اند. و بعد همان مثال تناسب را زدید که اگر هشت صد در مقابل دوصد باشد چه برداشتی می شود و یا ششصد در مقابل چهار صد و غیره. من نمی دانم که چرا شما می خواهید موضوع را مغلق کنید. فرض کنید کسی ادعا می کند که زنان در ریاضی از مردان قوی ترند. سپس دست به آزمایش می زند. از میان هزار شرکت کننده که نصفی زن و نصفی مرد است فرض کنید که 200 نفر از مردان بالای 15 نمره می گیرند و 350 نفر از زنان. در این آزمایش آیا به صورت عموم زنان در ریاضیات از مردان قوی ترند یا نه؟ جواب واضح است. نکته قابل توجه این است که در میان همین اندک مردانی که بالای 15 نمره گرفته شاید چنان آدم لایقی هم حضور داشته باشد که از لایق ترین زن این گروه هم لایق تر باشد. اما باز هم اگر اوسط را به تعداد حساب کنیم در این آزمایش زنان لایق ترند در ریاضی.
2- فرمودید که آنکس که در مورد تعریف درستی یا نادرستی هوشمندی داوری می کند خود از موضع جنس خود صحبت می کند پس نمی تواند داوری بیطرفانه داشته باشد. اگر چنین عقیده ای داشته باشیم در یک درد سر بزرگ تر افتاده ایم. بلاخره تمام انسانها از یکی از همین دو جنس هستند ( از خنثی های عزیز معذرت می خواهم که در حساب نیاوردمشان). پس هیچ کدام هیچ وقت نمی تواند یک دیدگاه درست و فارغ از جنسیت خود داشته باشد. پس مطالعات یک جنس در مورد جنس دیگر هم هرگز قابل اعتماد نیست.
3- این که شرایط آزمایشات خود را طوری ترتیب دهیم که هیچ عامل بیرونی مزاحمت خلق نکند، آیا در مورد آدم ها مخصوصا در مسایل روانی و فکری خلق شرایط یکسان برای همه ممکن است؟ شما فرض کنید دانشمندان در نتیجه یک آزمایش ده ساله روی دو هزار نفر به این نتیجه می رسند که مثلا کسانی که در کودکی از پدرشان تنبیه بدنی دیده اند در بزرگسالی پرخاشگر می شوند. آیا این دانشمندان برای دو هزار نفر شرایط یکسان ایجاد کرده اند؟ از کجا معلوم که تعدادی از این کودکان پرخاشگری شان به خاطر بدرفتاری هم صنفی هایشان ایجاد نشده باشد؟ یا مثلا زشتی یا زیبایی چهره شان در رفتار آنان تاثیر نداشته باشد؟ پس اگر قرار باشد هیچ نتیجه گیری از آزمایشات سایکولوجیکی و روانکاوی به خاطر عدم ایجاد شرایط یکسان قابل قبول نباشد تمام علم روانشناسی زیر سوال است.
عوامل محیطی مزاحم در کشورهایی با سطح سواد پایین تر برای آزمایش زنان و مردان بیشتر است اما بنده در نظرات خود تنها افغانستان را نگفتم بلکه کشورهای غربی را هم مثال زدم. از طرفی هم من هیچ جایی ادعای انجام آزمایش نکرده ام و حتی ادعا نکرده ام که نظرات من علمی بوده و بر مبنای آزمونهای روانشناسانه به این نتایج دست یافته ام. بلکه بسیار صادقانه آنچه در نظر خودم خطور می کند را با شما دوستان در میان گذاشته ام. حال اگر دوستان نظری غیر از نظر من و مستند به اصول علمی دارند لطفا بگویند تا ما هم مستفید شویم. دوستانی که یکسره نظرات مرا خلاف علم و غیر منطقی قلمداد می کنند خودشان هم برای رد نظرات من از آوردن دلایل علمی و مستند عاجزند. ایشان هم مانند این حقیر به همان شهودات غیر علمی خود استناد می کنند.
آقای هاتف ، وقتی می گوییم زنان از نظر فکری و هوشی به طور اوسط از مردان ضعیف تر هستند به این معنا نیست که تمام زنان از تمام مردان ضعیف تر باشند و بنا بر این عقیده کلی نباید به زنان اجازه نامزد شدن در پست ریاست جمهوری را داد. خودتان با یک اشاره به آخر گپ می رسید. لازم به توضیح اضافی نیست.

مهرورز گفت...

آقای علی دایچوپان
متاسفانه من با استدلال های شما مشکل جدی دارم.
1- اگر راست افراطی غربی معتقد است که مسلمانان سهم بسیار ناچیزی از علم دارند پس مسلمانان کم استعداد هستند هیچ ربطی به نظرات من در مورد زن و مرد ندارد چرا؟ چون مسلمانان فقط عقیده مشترک دارند و صرف داشتن عقیده مشترک باعث نمی شود که همه افراد آن گروه رفته رفته از نظر فیزیکی هم با هم شباهت پیدا کنند و اندازه مغز شان یا مثلا توانایی هوشی شان هم مثل همدیگر شوند. در این میان شاید آموزه های دینی یک دین خاص باعث شود که پیروان آن دین دنبال بعضی چیزها بروند و دنبال بعضی دیگر نروند. اما من دو جنس از انسانها را با هم مقایسه می کنم و افراد هر گروه در جنسیت با هم شریکند. آنها یک چیز بسیار عمده را با هم به طور خاص در شراکت دارند که عبارت از جنسیت است و جنسیت هم به طبع خود هزاران خصوصیت فیزیکی و ژنتیکی مشترک را درمیان افراد گروه خود به اشتراک می گذارد.
2- همه میدانیم که مردان امریکایی به طور اوسط از مردان افغانستانی قد بلند ترند. انشاالله این نکته را دیگر جنجال نخواهید کرد. حالا فرض کنید که یک مرد قدکوتاه امریکایی به افغانستان سفر کرده است به نام اسکات. او در قندهار با عجب گل آشنا می شود که دو مترو ده سانتی متر قد دارد و وزنش هم اندکی از یک شتر جوان کمتر است! این دو باهم دوست می شوند و عکس تمام قد یادگاری می گیرند. فردا این عکس به دست یک هموطن غیور افغانی می افتد و چنین می گوید : "قصد توهین ندارم اما برای یک مرد از کشور امریکا خیلی پر رویی می خواهد که قد خود را از یک قندهاری بلند تر بداند!!" این دقیقا مانند همان جمله است که در نظر خود به کار بردید. شما می آیید و یک زن دانشمند نمونه ی تاریخ را با یک مرد نگون بخت افغانستانی مقایسه می کنید. من اگر مقایسه هم کردم زنان هر جامعه را با مردان همان جامعه مقایسه کردم نه شرق را با غرب. از طرفی هم بنده اوسط گرفتم نه اینکه یک شخص مشخص را با شخصی دیگر مقایسه کرده باشم. خوب اگر قرار باشد مثل شما افراد خاص را مثال بزنم اگر در میان زنان ماری کیوری ها وجود دارد خوب در میان مردان هم صدها انشتین ، نیوتن، پاسکال، لاوازیه ، فاراده و ارشمیدس هست.

سخیداد هاتف گفت...

مهرورز عزیز٬
من مساله را پیچیده نمی کنم. شما آن آزمایش تان را عرضه کنید تا ببینیم چه گونه به نتایج مورد نظر تان رسیده اید. این را هم نگفتم که جنسیت ما نتایج جست و جوی ما را تغییر می دهند. گفتم ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد. ما که نمی دانیم اتفاق می افتد یا نمی افتد. وقتی این را خواهیم دانست که وافعا وارد آزمون شویم. در ضمنِ٬ احراز همه ی شرایط یک آزمون بماند. شما آن آزمونی را نشان بدهید که زنان و مردان را - گیرم در تحت تاثیر هزار عامل مزاحم- زیر مطالعه گذاشته باشد. این که دیگران غیر مستند و بی بنیاد حرف بزنند٬ کمکی به موضع شما نمی کند.
این ادعا که زنان به طور اوسط کم هوش تر از مردان اند ٬ ادعای بزرگی است. برای تحکیم و تثبیت این مدعا به چیزی بیش از آن چه شما عرضه کرده اید نیاز است. همه ی ما در این مورد و صد ها مورد دیگر برداشت های شهودی و احساسی فراوانی داریم. اما این دلیل نمی شود که چون ما احساس می کنیم وضعیت فلان رقم است پس حتما هم همین طور است. بسیاری از برداشت های شهودی ما در ترازوی سنجش و تحقیق بی وزن می شوند. اساسا ضرورت به آزمون علمی هم دقیقا از همین جا به میان آمد که معلوم شد آدم ها بیش از حد روی برداشت های شهودی بی اساس خود حساب می کنند.
می دانید که گواهی های غیر روش مند - و البته باز شهودی- یا همان Testimonial ها در ترازوی سنجش روش مند ارزش چندانی ندارند. این به یک سان در مورد گواهی های مخالف و موافق صادق است. معمولا آدم ها دنبال نمونه های موید نظر خود می روند و شواهد خلاف را نادیده می گیرند. بنا بر این تکیه بر این روش در مخالفت یا موافقت با بحث برابری زنان و مردان راهی به جایی نمی برد. در نهایت به همان سوال اول می رسیم که شما از کجا می دانید که زنان به طور اوسط کم هوش تر از مردان اند.

ناشناس گفت...

مهرورز عزیز

گفتگوی ما گویا جدلی تر شده می رود. من شخصا علاقه ای به جدل ندارم گرچند تا کنون از این گفتگو لذت برده ام.

باز هم می خواهم یاد اوری کنم که انچه شما مطرح می کنید یک ادعای علمی است اما شواهد علمی ارایه نمی دهید.

من از مطالعات پراکنده ام ( رشته ای کیمیا است. ) ام می دانم که هوشمندی زن و مرد تفاوت چندانی ندارد و این تفاوت انقدر کم است که به سادگی در سایه ای تفاوت فردی گم می شود.


http://www.jneurosci.org/content/19/10/4065.long


به سلامتی

علی دایچوپان

مهرورز گفت...

هاتف عزیز!
بنده در هیچ یک از نظراتی که تا حالا داده ام ادعا نکرده ام که در آزمایشات به ثبوت رسیده که زنان از مردان کم هوش ترند که حالا خواسته باشم تشریح کنم که آیا آن آزمایشات در شرایط برابر بوده یا نابرابر. البته شاید هم چنین موضوعی مورد آزمایش هم قرار گرفته باشد اما من از آن بی اطلاع هستم. از طرفی هم فکر می کنم موضوع به این بزرگی ناممکن است که تا حالا توسط دانشمندان بی تحقیق مانده باشد. امااحتمالا بدلیل آنکه نتیجه تحقیق به نفغ زنان نبوده نخواسته اند زیاد منتشر و منعکسش کنند. در این دنیایی که فعلا سنگ و چوب بدنبال دفاع از حقوق زن هستند و از کوچکترین دستاویز ها هم استفاده می کنند که لا اقل زن را با مرد از نظر توانایی ها برابر نشان دهند، انتشار نتایج یک آزمایش که نشان دهد زنان از مردان کم هوشترند همه رشته ها را پنبه می کند.
باز به خاطر این حرفهای جدید میدانم که بمباران می شوم.
خوب فرض می کنیم که هرگز چنین آزمایشاتی نشده باشد چون ظاهرا همه ما و شما در این مورد بی اطلاعیم. آیا هر گونه داوری ما و شما پیش از انجام آزمایش غلط، بی اساس و مزخرف است؟ اگر اینگونه باشد پیش از آزمایشهای دانشمندان ما هیچ چیزی را به قطعیت نمیدانیم و باید منتظر آزمایشات بنشینیم و اگر آزمایشی صورت نگرفت در آن زمینه اظهار نظری نکنیم.
در این صورت طرفداران تساوی هوش در مردان و زنان با چالشی بزرگتر از من مواجه هستند. آزمایش خو نشده. ولی لااقل به نفع من نمونه های شهودی وجود دارد ولی به نفع شما چه؟ شما به اتکا به کدامین دلیل میگویید که توانایی فکری زنان برابر با مردان است؟ حال آنکه ظاهر قضیه خلاف نظر شماست؟ در این مورد شما هم یا باید دلیل عقلی بیاورید، یا ازمایش علمی و یا هم دلیل فیزیکی و طبی.
شما در هرسه حالت وضعیت مستحکمی ندارید. نه آزمایشی وجود دارد که برابری این دو جنس را در هوش نشان بدهد. نه دلایل شهودی وجود دارد که موید چنین نکته ای باشد و نه هم علم طب این نکته را تایید میکند.
من لااقل می توانم بگویم که وزن مغز زنان به طور اوسط از مغز مردان کمتر است. این یک هینت طبی است. شما چطور؟

سخیداد هاتف گفت...

مهرورز گرامی،
کل حرف من این است که ادعای شما بی اساس و مبتنی بر سلسله یی از برداشت های ناروش مند ِ شهودی است. شما به روشنی ادعا کرده اید که زنان به طور اوسط کم هوش تر از مردان اند. این ادعا را از کجا آورده اید؟
پرسیده اید: شما چه طور؟ من هیچ. من هرگز ادعا نکرده ام که زنان و مردان از لحاظ هوشی برابر اند. چون فکر می کنم طرح این ادعا اقتضائاتی دارد شبیه آن اقتضائاتی که بر ادعای شما حاکم است.
شما وقتی مدعایی را در میان می آورید، اثبات اش کنید. از دیگران نخواهید که یک چیز دیگر را- که ادعا هم نکرده اند- اثبات کنند.
این که می گویید حتما دانشمندان در این زمینه کار کرده اند ولی تحقیقات شان را از ترس اتهام زن ستیزی بیرون نمی دهند، در بهترین حالت مضحک است. ما همین حالا سر یک ادعای مشخص بحث داریم، و این احتمالات هم فایده یی ندارند. اگر مطالعات نشان دادند که هوش زنان از هوش مردان کم تر است، آن وقت ما که لج نداریم با آن مقابله کنیم. اما تا چنان چیزی در میان نیست، سر احتمالات هم نمی توانیم حساب کنیم.

به هر حال، تشکر از این که بانی این بحث شدید.

مهرورز گفت...

هاتف عزیز!
من در ذیل مطلب شما نظری دادم و شما لطف کردید و نظر مرا از حاشیه به متن آوردید. این باعث شد که بحثی در بگیرد. تا جایی که من تجربه دارم هیچ بحثی ولو اینکه هیچ یک از طرفین قانع نشوند باز هم بی فایده نیست و حتما نکاتی برای طرفین لااقل روشن می شود و طرز دید آدم را تا اندازه ای تغییر می دهد. این به خودی خود یک فایده است.
در این بحث که البته از اول تا کنون بنده فقط نظر خود را بدون تکلف و با حفظ احترام همگان نوشته ام خیلی از نکاتی را دوستان مطرح کرده اند که من قبلا متوجه آن نبودم و این برای من ارزشمند است. اما شما گاهی از عباراتی استفاده می کنید که آدم از ادامه این صحبت ها دلسرد می شود. شما نظر مرا در بهترین حالت میدانید و این برای من خوشایند نیست. در این صورت من حس می کنم که طرف مقابل در یک فضای صمیمی و برای روشن ساختن موضوع یا برای یادگیری بیشتر بحث نمی کند بلکه مرا نیش می زند تا سرخورده ام کند و از من اعتراف بگیرد.
در متن نوشته تان هم در جایی برای مثال زدن آلت تناسلی مرد و زن را انتخاب کردید. وقتی من و دخترم این مطلب را می خواندیم متاسف شدم و فکر کردم انتخاب یک مثل رکیک شاید به خاطر نشان دادن شدت مخالفت نویسنده با نظر مخاطب مقابل است.
خوب از این حرفها که بگذریم شما گفتید که ما نه ادعایی داریم و نه در پی ثبوت آن هستیم. من ادعای کم هوشتر بودن زنان رامطرح کرده ام و باید ثبوت کنم.
شما در نوشته خود به مناسبت روز زن طوری نوشته بودید که تمام ادعاهای مردان در مورد زنان را مبنی بر کم هوشتر بودن زنان به چالش کشیده بودید. یعنی داشتید می گفتید که اگر زنها نمی توانند مدیریت کنند به خاطر این است که مردان نگذاشته اند. اگر زنان نباید تنها به سفر بروند به خاطر این است که مردان وحشیگری کرده و آزارش می دهند و صحبت هایی از این قبیل. یعنی شما اشاره به این نکته داشتید که اگر به زنان میدان داده شود و مزاحمت خلق نشود در شرایط مساوی با مردان آنها هم مانند مردان موفقند. من با استناد به دلایلی که خودم در ذهن داشتم به این نظر شما کامنت دادم. حال شما می توانید یک به یک چند موردی را که من به حیث دلیل ذکر کردم نقد کنید و درستی آن را به چالش بکشید. در این صورت من هم خوشحال می شوم و اگر نظر شما درست بود یاد می گیرم. حال که ازمایشی نشده بیایید که از عقل خود کار بگیریم شاید به حقیقت نزدیک شویم.

ناشناس گفت...

نظرات همه دوستان جالب است ، ولی کسانیکه مدعی است که زنان به طور اوسط کم هوش تر از مردان اند.واقعآ ادعای بزرگیست که لازم است اسباط علمی داشته باشد.برفرضی اینکه این ادعا درست باشد،دست آوردش چیست ؟
این حرف چه مشکلی را حل میکند ویا مارا در چه وضیعت بهتر قرار میدهد ، و از طرفی دیگر در جامعه های سنتی مثلی جامعه ما چه انعکاسی خواهد داشت . این موضوع آنقدر بی اهمیت است که لازم به تذکرش هم نیست، چی برست که پی گیری علمی داشته باشت !
خوب این درست که زنان نسبت به مردان از بعضی جهات ضعیف تر استند، و نمیتوان انکار کرد.

( احمد )

غلام نبی افضلی گفت...

جناب مهرورز درود،
البته باخود می گویید: خدا یا! چه روز نستی بود، که آن نظر را نوشتم که حال به غم اش مبطلا شده ام، کاش فلان قسمت اش را چنین و فلان قسمت اش را چنان می نوشتم تا حالا غمم کمتر میبود، نه!
نه، نه. از شوخی که کردم، پوزش میخواهم. البته جناب عالی سبب راه انداختن یک گفتوگوی سود مند و جالب شده اید که حد اقل من از اش بهرۀ خوبی بردم.
از راه کرم توضیح دهید که چه وقت و در کجا، کدام بنگاه علمی نتیجۀ تحقیق خویش را بیرون داده که حجم مغز زنان «بطور اوسط» از مردان کمتر است؟
همچنین خود شما و دیگر دوستان می توانند و یا میخواهد که به این سوالم جواب بگوید که: اگر گروه از زنانی، (از باب مثال هزار زن) که(فارغ از مشکل چاقی) باوزن 80 کیلو، هجم مغز هر یکِ شان 150 گرم باشند و گروهی از مردان (هزار مرد) با وزن 50 کیلو که حجم مغز هر یکِ شان 140 گرم باشد و تحقیق رو ی هردو گروه صورت گیرد، در میان کدام گروه درصدی موشمندی بالا تر میتواند باشد؟
آیا میزان کمی و بیشی هوش افراد با حجم مغز آنان نیز رابطۀ علمی و قانونی دارد؟

مهرورز گفت...

دوباره سلام!
در مورد اینکه دانشمندان آیا در مورد تفاوت های هوشی و عقلی زن و مرد تحقیق کرده اند یانه باید بگویم که من تا حالا چنین چیزی را نشنیده ام و اطلاعی هم ندارم. از طرفی هم دوستانی که در این بحث شرکت کرده اند اطلاعی ندارند وگرنه از آن داده ها استفاده می کردند. آقای هاتف هم گفته که اگر فکر کنیم دانشمندان تحقیق کرده اند ولی نتیجه اش را بروز نداده اند در بهترین حالت مضحک است.
حال در این مورد سوالی مطرح می کنم. ایا به نظر شما عجیب نیست که در باره مطلبی به این مهمی تا کنون تحقیق علمی نشده باشد؟ چند وقت پیش در قسمت علمی سایت بی بی سی فارسی مطلبی خواندم در مورد واکنش مردان و زنان وقتی که ممتحن از جنس مخالف باشد. این بررسی نشان میداد که اگر امتحان دهنده-مرد- در مقابل یک زن مخصوصا اگر زیبا باشد قرار بگیرد دچال اختلال موقتی حواس می شود. حال من به این آزمایش کارندارم و ربطی به بحث ما ندارد ولی می خواهم بگویم وقتی رفتار های مختلف زن و مرد مورد مقایسه و تحقیق قرار می گیرد چطور ممکن است که تا حالا کسی این نکته را در معرض امتحان قرار نداده باشد که آیا واقعا جنس مذکر از نظر توانایی فکری و عقلی به جنس مونث برتری دارد یا نه؟ لا اقل انگیزه این تحقیق می توانست نظر اسلام باشد که می گوید الرجال قوامون علی النساء. یا موفقیت اندک زنان در عرصه های اقتصادی و علمی.
ولی می بینیم که هیچ گونه تحقیقی در این زمینه انجام نشده است. این مرا به این شک می اندازد که شاید این آزمایشات شده باشد ولی مصلحت آن است که به خاطر حفظ حالت فعلی یا ارتقای حالت فعلی زنان در اجتماع نتایج آن منتشر نمی شود. شما فرض کنید که فردا نتیجه این آزمایش اعلام شود و پرده از کم هوشتر بودن زنان بردارد آنگاه چه می شود؟ در کشورهای غربی هیچ اتفاق بدی شاید نیافتد اما چاقوی افراطیون در شرق دسته پیدا می کند. آنگاه قیودات روی زنان با استناد به یافته های علمی سخت تر می شود. آیا اعلام این مطلب به عواقب آن می ارزد؟ بسیاری از وقت ها بسیاری از تحقیقات را فدای مصلحت می کنند. چرا انجام هر گونه تحقیقی در مورد هولوکاست در بعضی کشورها جرم است؟ مگر اینکه یک نفر در مورد یک حادثه ی تاریخی تحقیق کند کار بدیست؟ اینجا مصلحت جلوی تحقیق را میگیرد.
خوب حالا فرض می کنیم که این آزمایشات و شده و نتیجه هم این شده باشد که زنان ومردان از نظر توانایی فکری تفاوت ندارند به نظر شما در این صورت چه اتفاقی می افتاد. به طور حتم این نتایج را با تمام و کمال در تمام رسانه های معتبر علمی دنیا انعکاس می دادند و چه بسا این یافته مهم را در کتابهای درسی مکاتب می گنجاندند تا زمینه هر گونه تبعیض جنسی را در جهان کاهش دهند. در این صورت نتیجه این تحقیق ده برابر کنفرانس ها و فعالیت های تساوی جنسیت را تقویت می بخشید و مسلح می ساخت. اما می بینیم که چنین اتفاقی نیافتاده است.
پس از دو حالت خارج نیست. یکی اینکه تا حال هیچ روانشناس یا بیولوژیست یا جامعه شناسی نخواسته تحقیق کند که زنان و مردان آیا تفاوت فکری دارند یا ندارند. دوم اینکه تحقیق شده است اما چون نتیجه به ضرر زنان است مصلحت دیده اند که انعکاسش بدهند.
دعوا نداریم. هر کس نظر غیر از این دارد بدون نیش و کنایه راهنمایی ام کند.

شب ستا گفت...

شکر به کلام تان, با اجازه یک نظر می دهم. گیرم گپ ها و تصورات مهرورز گرامی درست باشد. خب, من می گویم بیاییم و در عرصه ی عمل و در واقعیت ببینیم که آیا وجود یک زن در پست صدراعظمی یا ریاست جمهوری به زیان یک کشور است؟ مثلن همین آلمان را در نگر بگیرید, فعلن کشورهای اروپایی و به ویژه کشورهای حوزه ی یورو با چالش های اقتصادی روبرو اند. آلمان هم از کشورهای مهم و تاثیرگذار در این حوزه است, صبر کنیم و ببینیم که خانم آنگلا مرکل چه می کند. و همچنان همین خانم کلنتن را در نگر بگیرید که تصمیمات او چه تاثیری روی روابط خارجه ی امریکا خواهد گذاشت. همین.

ناشناس گفت...

سلام علیکم

مثل اینکه اینجانب اندکی دیر رسیده م و اما این بحث هم جالب است و هم یک بحث کهنه است. مثل اینکه تقدیر ما است که از عقب قافله حرکت داریم.
در این مورد خاص مطالعات زیادی انجام شده است و بی خبری چه کارها که نمی کند. دنیای علم هم در دست طرفداران یک جنس نیست که کسی بتواند پنهان کاری کند. در جهان امروز مراکز علمی وجود دارد که در ان نیروهای مذهبی و مخالفین حضور زن فعالیت دارند اما هیچکدام نتوانسته اند مردسالاری را پایه ای علمی بدهند.

یک یک چیز ثابت شده است که مغز زن حدود 11% کوچکتر از مغز مرد است. اما جالب این است که مغز زن ماده ای خاکی بیشتر دارد نسبت به مغز مرد. بزرگی مغز مرد اکثرا به دلیل ماده ای سفید است. در حالیکه مغز مرد ماده ای خاکی در قسمت چپ بیشتر دارد اما مغز زن روی همرفته ماده ای خاکی در دو طرف چپ و راست بیشتر از مغز مرد دارد.

ماده ای خاکی سلولها را تشکیل می دهد در حالیکه ماده ای سفید شبکه ای میان این سلول ها را ساخته است. لذا تمام اطلاعت توسط ماده ای خاکی مغز محاسبه و دست کاری می شود.

حالا، چون حجم مغز زن کمتر است پس به صورت طبیعی مسیر انتقال اطلاعات کوتاه تر است و چون ماده خاکی هم در مغز زن بیشتر است لذا مغز زن در محاسبه ای اطلاعات اندکی سریعتر است. اما چون ماده ای خاکی در بخش چپ مغز مرد بیشتر از بخش راست است مرد گرایش بیشتر به علومی ریاضی و علومی دارد که با فضا سر و کار دارد در حالیکه زن چون دو در دوی سوی مغز خود ماده ای خاکی بیشتری دارد هم توانایی مرد را در بخش علم دارد و هم توانایی در قسمت زبان و روابط اجتماعی بیشتر دارد.

اینها چیزهایی است که تحقیقات علمی ثابت کرده است و فقط می تواند با تحقیقات علمی غلط ثابت شود نه با جار و جنجال.

چند منبع را من خدمت دوستان اینجا می اورند و بعد اگر کسی اینها را قبول ندارد باید با بحث علمی اینها را رد کند. جهان هم که افغانستان نیست که ادمهایش فکر کنند که هنوز در مورد یک چنین چیز جالبی کسی مطالعه نکرده و یا اگر کرده هم ان را پنهان کند. مگر دنیای علم شهر هرت است که هر کس هرچه خواست بکند. مگر علم در دست یک تعداد است. چرا دانشمندان مثلا ایران نمی روند برای ثبوت علمی تفاوت زن و مرد در احکام اسلامی با تحقیقات علمی انها را ثابت نمی کنند. چونکه نمی توانند. مغز زن و مرد با طی مراحل مختلف عین کار را انجام می دهند. این به دلیل وجود میزان متفاوت ماده ای خاکی و سفید است. اما در همه ای تحقیقات این ثابت شده است که کارکرد هوشی مغز زن و مرد یکسان است و تفاوت در افراد زن و مرد بیشتر است. اما ادعای اینکه زنان از مردان مخصوصا در بخش زبان، روابط اجتماعی و کنترول احساسات باهوشترند بارها و بارها تایید شده است.

منبع اینها هستند:

http://www.sciencedaily.com/releases/2005/12/051201165615.htm

http://www.telegraph.co.uk/news/newstopics/howaboutthat/7301572/Women-are-cleverer-than-men-says-research.html

http://www.forbes.com/sites/jeffbercovici/2012/02/24/study-shows-women-are-smarter-than-men-about-social-media/

مهرورز گفت...

آقای هاتف عزیز!
یک کلمه کلیدی از نظر من که در 16 مارس ساعت 5:23 منتشر شده افتاده است که فقدان آن جمله مربوطه را بی معنا می کند. آن جمله را دو باره می نویسم. < شما نظر مرا در بهترین حالت مـضـحـک میدانید و این برای من خوشایند نیست>

آقای افضلی عزیز
تشکر از شوخی شما. نه من پیشیمان نیستم. اینجا جای گفتگوست. این گفتگو ها تکامل دهنده ی دانش ماست.

مهرورز گفت...

آقای علی دایچوپان!
نروید لطفا! من از نظرات شما استفاده می کنم. هر چند با آن مخالفم اما دیدگاه شما می تواند به من کمک کند که از زاویه های دیگر هم ببینم. بنویسید و آزرده نباشید.
آقای افضلی
سوالی را که شما مطرح کردید آسان است. اقای مالستانی در وبلاگ خود مطلبی نوشته که در آن حجم مغز زنان را به طور اوسط کوچکتر نشان داده است.

ناشناس گفت...

مهر ورز گرامی

چرا شما به لینکی در بالا گذاشته ام نگاهی نکرده اید؟ در این لینک هفت نفر از نیورولوجیست ها، برای یک مدت طولانی به صورت علمی تحقیق کرده اند و نتیجه ای تحقیقات شان را نوشته اند.

لطف کنید به ان لینک سری بزنید و بعد بگویید که در مورد این مطالعه ای علمی چه فکر می کنید.

تشکر فراوان

علی دایچوپان

سخیداد هاتف گفت...

مهرورز گرامی،
به نظرم در آوردن آن مثل از تناسلیات! اشتباه کردم. معذرت می خواهم.می توانستم مثال بهتری بدهم.
شما هم سر آن کلمه ی "مضحک" سخت نگیرید.آن سخن مرا خنداند و گفتم مضحک است.
شادکام باشید.

ناشناس گفت...

مهرورز عزیز

لطف دارید. من هستم و از نظرات دوستان بهره می برم. فقط گفتم بهتر است گفتگو کمتر جدلی و شخصی باشد.

راستی، این بحث پیشینه ای طولانی دارد و به خصوص در غرب. مطالعات بسیار هم شده است که گاهی نتایج متناقض بوده است مخصوصا در گذشته ها. اما تاجایی که من متوجه شده ام مطالعات جدید با انکه بر تفاوت مغز زن و مرد صحه می گذارد اما میزان کاربرد هوشمندی هر دو یکسان می دانند.

به این مساله می توان از زوایای متفاوت دید. در فرصت دیگر من از یک دو زاویه ای دیگر هم به نظرات شما نگاه خواهم کرد.

سلامت باشید

علی دایچوپان

غلام نبی افضلی گفت...

درود و احترام خدمت دوستان،
مهر ورز بزرگوار!، فرموده اید: ...این مرا به این شک می اندازد که شاید این آزمایشات شده باشد ولی مصلحت آن است که به خاطر حفظ حالت فعلی یا ارتقای حالت فعلی زنان در اجتماع نتایج آن منتشر نمی شود. شما فرض کنید که فردا نتیجه این آزمایش اعلام شود و پرده از کم هوشتر بودن زنان بردارد آنگاه چه می شود؟ در کشورهای غربی هیچ اتفاق بدی شاید نیافتد اما چاقوی افراطیون در شرق دسته پیدا می کند. آنگاه قیودات روی زنان با استناد به یافته های علمی سخت تر می شود. آیا اعلام این مطلب به عواقب آن می ارزد؟...
خوب!، اگر چنین است، پس پا فشاری و استدلال شما مبنی بر کم هوش تر بودن زنان نسبت با مردان نیز خلاف مصلحت نیست؟، اگر از کامنت شما حمایت گسترده به عمل آمده و مشهور شود، تبعات بس نا گوار نخواهد داشت؟
هلوکاست را مثال آورده اید. منعِ انکار و ابراز نظر در مورد هلوکاست در حوزه های قدرت و سیاست توسط کار گردان های ماهر و مقتدرِ سیاسی استقرار یافته. لاکن تحقیق در مورد مسالۀ به این بزرگی و مهم در حوزه های علمی و پژوهشی صورت می گیرد. دانشمندان واقعی تن به جهت گیری نمی دهند و تمام ملاک و معیار برای شان ثابت نمودن یک حیقت است و نمی توانند نتایج و دست آورد های علمی خویش راپنهان نگه دارند، هرچند یکی از نا شناسان با آوردن منابع (تا حال رجوع نکردم)کار ارزشمندی را نموده و بحث را به جهت خوبی برده، من این کار اورا دوست داشته و تقدیر مییکنم.دریغا که در نوشتۀ ایشان برای این نادان که آیا میان کمیت حجم مغز انسان و کمیت هوش او رابطۀ علمی و منطیقی نیز وجود دارد؟، خوب روشن نشد، در فرصت باید به منابعی که خانم یا آقای نا شناسِ محترمه یا محترم آورده با سر بزنم. شاد و امید وار باشید.

مهرورز گفت...

دوستان عزیز!
حقیقت هر چیز را اگر بدانیم بهتر است از آنکه آن چیز را فروتر یا عالی تر بدانیم.
دفاع هم همیشه باید دفاع درستی باشد. ما برای اینکه به زن احترام قایل شویم و حق او را ضایع نکنیم لازم نیست در مورداو چیزهایی بگوییم که صدق نمی کند. فرض کنیم پدر ما به خاطری که پدر ماست احترام می کنیم. اما لازم نیست به خاطر توجیه احترام خود صفاتی را به ایشان نسبت بدهیم که دارای آن نیستند. من اگر چه با آقای افضلی موافقم که ثبوت چنین مسئله ای به نفع کسی نیست اما اگر نظر من حقیقت داشته باشد باید این حقیقت را همه بدانند. پرده برداری از این حقیقت هم نباید و نمی تواند دلیلی باشد بر اینکه حق زنان را ضایع کنیم. زن قابل احترام، برخوردار از کرامت انسانی و قابل دوست داشتن است حتی اگر توانایی فکری اش کمتر از مرد باشد.

ناشناس گفت...

مردمان جنوب شرق اسیا هم نظر به سفید پوستان مغز بزرگتر دارند و هم بلندترین ضریب هوشی در جهان را دارند مخصوصا کره ای ها.

در اکثر امتحانات، ضریب هوشی زن و مرد به شرطی که از یک نژاد باشند ، مساوی است و تفاوت چندانی ندارد. اما کره ای ها و جاپانی ها و چینی ها و حتی مغول ها، ضریب هوشی بالاتر از بقیه دارند. کره ای ها بلندترین ضریب هوشی جهان را دارند در کنار سنگاپوری ها و تایوانی ها و جاپانی ها.

http://en.wikipedia.org/wiki/Race_and_intelligence

 
Free counter and web stats