۱۳۹۰ اسفند ۲۱, یکشنبه

درست و سوزنده

ما دو هم صحبت ایرانی داریم (گاهی). یکی انجنیر و مذهبی و طرفدار دولت ایران. دیگری بازرگان و فیزیک خوانده و ضد مذهب و مخالف دولت ایران. هر دو آدم های لایقی اند. معمول این است که بحث های ما اگر در مورد فواید زردآلو هم باشند سر انجام به دین و مذهب می رسند. تفاوت این دو آدم در این است که انجنیر بسیار با حوصله است و بازرگان گاهی حرف های تندی می زند. مثلا می گوید که آدم یا عقل دارد و دین ندارد یا دین دارد و عقل ندارد. حد وسطی نیست. یک بار گفت که دین داران گاو اند. و در همه ی این احوال، انجنیر می خندد و رو به ما می کند و می گوید: ببینید، شما روشنفکران این قسمی هستید!

و در این زمان حرمله ی علیه اللعنه تیری در کمان نهاد... می خواهم گریزی بزنم.

بلی. سال ها پیش در مزار شریف گاهی دور هم می نشستیم و بحث می کردیم. بحث ها گاهی داغ می شدند و "مرد" آن بود که صدای خود را بلند کند و از جایی که نشسته بود پیش تر بخزد. در این میان ، یکی از دوستان ( امان) نه صدای خود را بلند می کرد و نه هرگز بی حوصله می شد. همیشه با تبسم حرف می زد. امان سابقا در سازمان مجاهدین مستضعفین بود. در دهه ی هفتاد شمسی دیگر خیلی سخت بود که کسی از مبانی فلسفی-ایدئولوژیک مجاهدین دفاع کند. یعنی لزومی نداشت کسی رگ گردن به حجت قوی کند تا دیدگاه های امان را به چالش بکشد. اما معمولا این امان بود که پیروز می شد. نه به این خاطر که موضع فکری و فلسفی بهتری داشت. بل به خاطر این که می توانست آن هیجان ناشی از خود-حق-بینی را که در همه ی ما هست بهتر از دیگران در خود مهار کند.

در بحث های این دوستان ایرانی ما هم آن کس که منطق قوی تری دارد آن بازرگان فیزیک خوانده است. اما من همیشه احساس می کنم که انجنیر مذهبی در موضع بهتری است. پرورده گی شخصی - از این لحاظ که گفتم- هم وزن صحت درونی اعتقادات است. 

۶ نظر:

ناشناس گفت...

Aman PCB ra megi, hatife sahep.he was agood man and he talk very carfull.

سخیداد هاتف گفت...

بلی ناشناس گرامی،
امان پی سی بی.

ناشناس گفت...

یعنی یکی درست بود و یکی سوزنده؟

ناشناس گفت...

ولا در کندهار یک حادثه رخ داده.
ناشناس

علی تابش گفت...

حقیقت این است که این سیستیم های فکری که هرکدوم عمر محدودی دارند پدر ادما را در اورد.

هاشم گفت...

درود عزیز!
از خلق وخوی شخصی این دوتارفیقت که بگذریم، من در بعضی چیزها حد وسطی نمیبینم. مثلا تجربه جدایی دین از قدرت سیاسی حدوسط نداشت اگر میداشت که جدا نمیشدند. به همین لحاظ من اندر تاریخ جهان دولت دینی دیموکرات ندیدم استاد.

 
Free counter and web stats