۱۳۸۹ آذر ۵, جمعه

آیینه های دروغگو

این داستان ملا اختر محمد منصور خیلی جالب نیست؟ می گویند کسی گفته بوده که او همان « ملا منصور» مقام بلند پایه ی طالبان است. بعد ، سازمان اطلاعات انگلستان او را چند بار به کابل می آورد و حامد کرزی هم با او دیدار و گفت و گو می کند. می گویند حالا معلوم شده که آن فرد ملا منصور نبوده. یک عالم پول را هم با خود برده و نا پدید شده. من در بازی بودن کل این ماجرا ذره یی تردید ندارم. گمان من این است که روش های تایید و تثبیت هویت یک  آدم ( آن هم آدمی به این اهمیت) در سازمان اطلاعات انگلستان یا امریکا پیش رفته تر و پخته تر از این چیزها باشند. ده سال بعد دیدی که یکی از انگلیسی های درگیر در این ماجرا نوشت : ایجاد این تصور که ما فریب خورده بودیم هدف اصلی آن ماجرای ساخته گی بود!
حال ، اگر قبول کنیم که آنچه در سطح رسانه ها روایت می شود درست است و واقعا فرد فریب-کاری توانسته همه را بازی بدهد ، در این صورت باید گفت که آن فرد تقلب گر یک نابغه است. نه به این خاطر که توانسته مشهورترین سازمان های اطلاعات جهان را فریب بدهد. بل به این خاطر که او درکی بسیار عمیق از ضعف های ذاتی سیستم های اطلاعاتی داشته  و مطمئن بوده که این ضعف ها حاشیه ی امنی برای فریب کاری او پدید می آورند. آن ضعف ذاتی این است :
بنیان کار سازمان های اطلاعات بر پنهان کاری است. این پنهان کاری چندان شدید است که دست خود این سازمان ها را هم از پشت می بندد. حال اگر این پنهان کاری را در متن موذی گری و بی صداقتی ذاتی این سازمان ها بگذاریم گره را پیدا می کنیم. مثلا سازمان اطلاعات انگلستان هیچ تعهد انسانی یا اخلاقی در مورد دولت افغانستان یا مردم این کشور ندارد. کار این سازمان حمایت و تقویت منافع ملی انگلستان است. اگر لازم شود که این سازمان سرویس های اطلاعاتی افغانستان را فریب بدهد این کار را بی تردید می کند. همین طور اطلاعاتی های افغانستان اصولا می دانند یا قاعدتا فرض شان این است که سازمان اطلاعات انگلستان غیر قابل اعتماد است و باید هر کار اش را با دقت و احتیاط بررسی کرد. نتیجه ی این نگرش متقابل این می شود که هر دو طرف مهم ترین و سرنوشت ساز ترین پاره های اطلاعات خود  را برای خود نگه دارند و به همدیگر ندهند. مثلا اگر استخبارات افغانستان بفهمد که آن کس که توسط اطلاعاتی های انگلستان معرفی شده ملا منصور نیست ، رویه ی اطلاعاتی متعارف این نیست که به انگلیس ها بگوید شما اشتباه کرده اید. بر عکس ، پرسش این می شود : چرا اطلاعات انگلستان این کار را می کند؟ منظور اش چیست؟ وقتی این سوال را پرسیدید بیشتر نیاز به پنهان کاری پیدا می کنید. در نتیجه حتا اگر برای هر دو طرف هم روشن شود که آن کس که می رود و می آید ملامنصور نیست ، در میان نهادن این پاره ی اطلاعات با همدیگر آسان نیست ، چون مساله پیشاپیش بر اساس بی صداقتی ، موذی گری ، بی اعتمادی و سوء استفاده بنا شده است.  حال ، اگر کسی از عهده ی مدیریت این فضا بر آید و دست به فریب کاری بزند ( مثل این نمونه ی ملامنصور تقلبی) باید به چنین کسی به خاطر تیز هوشی اش جایزه داد.
اگر کسی فکر می کند که سازمان های اطلاعات کشور ها در دام پنهان کاری های متقابل خود نمی افتند و راه هایی وجود دارند که آن ها با همدیگر به صورت معنا دار همکاری کنند ، در این صورت تنها یک چیز اثبات می شود : ا ماجرای این ملا منصور ساخته گی است.

۱۱ نظر:

لینکستان وبلاگهای افغانستانی گفت...

مدیریت محترم
وبلاگ شما در " لینکستان وبلاگهای افغانستانی " ثبت شده است
با معرفی وبلاگها و وبسایتهای مفید افغانی به این لینکستان توسط ایمیل و ارسال نظر ، هموطنان عزیز را بیشتر با نویسندگان افغان در دنیای مجازی آشنا کنید
منتظر شما هستیم
با تشکر مهدی خادمی

عاصف حسینی گفت...

استاد! گمان نمی کنید به دلیل این که کسی نمی دانسته ملا منصور چه شکلی است، طالبان دست به تمسخر زدند... یا شاید سازمان استخبارات پاکستان خواسته بداند دولت افغانستان به طالبان چه پکیجی را پیشنهاد می کند...
اما در کل، اصولا باید به ریش رییس جمهور و تیم مسخره ش خندید. بی نظیر است... از رییس استخبارات اوغانستان که برادرزاده کرزی است، بیش از این هم انتظار نیست....

سخیداد هاتف گفت...

حسینی عزیز ،
با هر حسابی ، من فکر می کنم این یک بازی اطلاعاتی است و سرویس اطلاعاتی انگلستان و امریکا فریب نخورده اند. حتا بعید نیست آن ملا منصور کارگزار خودشان بوده باشد. بلی ، وقتی می گوییم « استخبارات افغانستان» ، نمی توانیم نخندیم. آقای کرزی هم باید برای پول نقدی که از ایران گرفته بود محل مصرفی پیدا می کرد. آنک محل اش!

ناشناس گفت...

سلام هاتف عزيز، برادر سازمانهاي اطلاعاتي مخصوصا نوعي نظامي ان انقدر دقيق است كه تشريح ان نقل مزار كشمش شمالي مي طلبد كوتاه اين كه معلوماتي كه ان سازمانهااز افرادي مانند ملا منصور دارد حتا خود ملا و مادرش هم بي خبر از ان است عكسهاي كه انها دارد از البوم خانوادكي ملا هم بيشتر است. صدا و تصوير از انواعش، خلاصه كلام قوما جان اين يك بازي است انهم از نوعي اطلاعاتي اش بي جا نيست كه جناب كرزي مي نالد كه درد دارم حالا بايد ديد كه درد ايشان از كدام ناحيه است و سبب ان كه است سازمانهاي اطلاعاتي يا ملا برادر. 

رحمتی گفت...

سلام
از آشنایی با وبلاگ شما خوشحالم.
قضیه ملامنصور مشکوک است. از این کارها در دنیای سیاست و اطلاعات زیاد انجام می شود. باید دید که ...

jawad گفت...

نجیبه شریف هم پناهنده شد!

افضلی گفت...

سلام هاتف عزیز
کور هم میداند که دلده شور است.
این ماجرا از همان ادعا های دولت که میگفت: تماسهای غیر رسمی و ابتدایی با طالبان بر قرار شده تا ایجاد شورای صلح که از چند تن واعظ وناصح تشکیل شده می آید تا آنهای که دنبال خبر های جالب سر گردانند و... همه وهمه کار دلقک هاست - وای بر حال ما مردم {ویرانستان} که {امیر جمهور} {کارزای} روی حبیبالله دزد را شسته.
موفق باشید.

جعفر گفت...

هاتف عزیز!
چنین با اطمینان از ساختگی بودن این قضیه سخن گفتن بدون ارائه هیچگونه دلیل روشنی، مقداری انعکاس دهنده همان تئوری کلیشه ای توطئه است. ما همه چیز مربوط به غرب و مخصوصا شبکه های استخباراتی آن را مشکوک و نوطئه می بینیم. اما واقعیت غرب و شبکه های استخباراتی آن تا این حد که ما فکر می کنیم دورویه و دسیسه شده نیست. من شکی ندارم که غربی ها در افغانستان و مخصوصا در مناطق مشرقی و جنوبی و پاکستان بازیچه هستند.

سخیداد هاتف گفت...

جعفر عزیز ،
شما هم که نوشتید « من شکی ندارم که غربی ها در افغانستان و مخصوصا در مناطق مشرقی و جنوبی و پاکستان بازیچه هستند». این شک نداشتن و بازیچه بودن و تئوری توطئه و نداشتن مدرک را می گویم.

ناگفته های یک شهروند گفت...

سلام آقای هاتف،
فکر نمیکنم ساختگی باشد، غربیها اینقدر دستپاچه شده اند که نمیدانند در افغانستان چه میکنند و برای چی آمده اند. بنا به هرکس که از راه برسد وادعایی بکند بقول عاصف حسینی دعوت به مذاکره میکند زیرا برایشان معلوم هم نیست که آنها چه شکلی اند.

ناشناس گفت...

آقای هاتف "فروپاشی اجتماعی"باز نمیشه.

 
Free counter and web stats