۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

شمشیر ِ صاحب کش و سپر کاغذین

امروز با یکی از دوستان در باره ی " اسم مستعار" حرف می زدم. در گذشته در این باره نوشته ام و نمی خواهم آن اشارات  را تکرار کنم. به خوبی و بدی اسم مستعار هم کاری ندارم. در اینجا فقط به  یکی از وجوه جالب ِ مساله که همان " دشنام دادن با اسم مستعار" باشد می پردازم. وجه ِ ظاهری این مساله پیش پا افتاده می نماید ، اما از لایه ی رویین که بگذریم " دشنام دادن با اسم مستعار" بعضی چیزهای عمیق تر را هم آشکار می کند.
یک :
 ظاهرا کسانی که با اسم مستعار در وبلاگ ها و وبسایت ها دشنام می دهند و حرمت شکنی می کنند به خاطری اسم مستعار را انتخاب می کنند که فکر می کنند انتخاب اسم مستعار امکان جواب گویی را از طرف مقابل می گیرد. با خود می گویند : " من با این اسم دشنام می دهم ، ولی مخاطب دشنام ِ من نمی داند که من کی هستم و بنا بر این نمی تواند از خود در برابر من دفاع کند و یا به درشت گویی متقابل بپردازد". این فرض را بیازماییم :
فکر کنید که من می خواهم با اسم مستعار " پلنگ" به کسی دشنام بدهم. مخاطب دشنام ِ من و هیچ کس ِ دیگری نمی داند که " پلنگ" کیست. اما یک نفر می داند که " پلنگ " کیست. آن یک نفر خدا نیست ، خود ِ منم. حال ، یا من فکر می کنم که دشنام ِ من مخاطب ام را ناراحت کرده یا فکر می کنم که ناراحت نکرده است. اگر ناراحت نکرده باشد ، دشنام ام بی فایده بوده. اما اگر فکر می کنم که مخاطب ام ناراحت شده و نسبت به " پلنگ" احساس نفرت می کند ، آن احساس نفرت مستقیما متوجه من است. یعنی من پاسخ ام را گرفتم. اسم مستعار نتوانست محافظت ام کند. اگر من بنویسم " فلانی ، تو یک گاو بی شاخ و دم هستی " و او پاسخ بدهد " پلنگ ، تو یک گاو بی شاخ و دم هستی" ، این منم که پاسخ خود را گرفته ام. من نمی توانم بگویم : " خدا می داند پلنگ کیست". می دانم که پلنگ منم. یعنی همان اسمی که مرا کمک کرد تا از طریق آن دشنام بفرستم ، حالا به مخاطب ام کمک می کند که به من دشنام بفرستد. دشنامی که به پلنگ داده می شود به هیچ جای دیگر نمی رود. مستقیما به سراغ من می آید و آزارم می دهد.  چرا که تنها منم که "پلنگ " ام و می دانم که مخاطب آن دشنام منم.
نتیجه یی که می خواهم بگیرم این است که کسانی که با اسم مستعار دشنام می دهند ، هوش کمی دارند. هوش شان آن قدر کند است که نمی فهمند استم مستعار واقعا تا چه حد می تواند در برابر واکنش متقابل محافظت شان کند. اگر اسم شما برای پنجاه و یک سال سخیداد هاتف بوده و حالا برای پنج دقیقه " پلنگ" شده ، در اصل قضیه تفاوتی نمی آید. اگر با اسم " پلنگ" دشنام می دهید برای این که دشنام تان واقعا بتواند از آن ِ شما باشد باید قبول کرده باشید که پلنگ شمایید. حال اگر مخاطب ِ دشنام تان  به" پلنگ"  پاسخی داد ناگزیر باید بپذیرید که پاسخ شما را داده است ؛ شمایی که قبل از آن که برای پنج دقیقه " پلنگ " شوید برای پنجاه و یک سال سخیداد هاتف بودید و به هر حال خود تان را خوب می شناختید!
دو :
شاید کسی که با اسم مستعار دشنام می دهد فکر کند که اگر با اسم واقعی خود دشنام بدهد بد می شود ، چون دیگران فکر می کنند که او آدم پست یا بی تربیتی است.حال ،  اگر دشنام دادن  واقعا پستی و بی تربیتی آدم را نشان می دهد هر بار که با اسم مستعار دشنام بدهید در واقع با خود می گویید : " من چون دشنام می دهم یک آدم پست و بی تربیت هستم. اما چون نمی خواهم دیگران هم این را بدانند ، با اسم مستعار دشنام می دهم". در اینجا هم اسم مستعار مشکلی را حل نمی کند. چرا که اگر شما مثلا با نام " پلنگ " دشنام بدهید ، هر کسی که فکر کند صاحب نام ِ " پلنگ " آدم پست ِ بی تربیتی است در واقع در باره ی شما قضاوت می کند و نه در باره ی هیچ کس دیگری. این را شما می دانید. در ضمن وقتی که شما به این دلیل با اسم مستعار " پلنگ" دشنام می دهید که فکر می کنید دشنام دادن کار یک آدم پست و بی تربیت است ، دیگر پیش از آن که مخاطب ِ دشنام تان به شما پاسخی بدهد خود تان در باره ی خود حکم صادر کرده اید و اگر مخاطب تان هوشیار باشد باید قضاوت خودتان در باره ی خودتان را کافی بداند و اصلا پاسخی ندهد.

در هر دو حالت ِ بالا ، کسانی که با اسم مستعار دشنام می دهند و خیال می کنند که اسم مستعار ذره یی کمک شان می کند ، آدم های کم هوشی هستند که دل های بیماری نیز دارند.  

۱۲ نظر:

حضرت وهریز گفت...

هاتف عزیز
با خواندن این پست تان می خواستم بلند فریاد بزنم که: جانا! سخن از زبان ما می گویی!

شهرزاد گفت...

این نوشته بسیار زیبا بود... سخت مرا خنداند.

ناشناس گفت...

مثلا کدام ناشناس و کدام نظر .روشنی بفرمایید...

متوجه باشیم که همه کسانی که پلنگ نیستند و اسم مستعار ندارند/ کامل نیستند.

مهرگان گفت...

آخ که چقدر خوب گفتید...

سخیداد هاتف گفت...

ناشناس عزیزی که گفته اید:
" مثلا کدام ناشناس و کدام نظر .روشنی بفرمایید...
متوجه باشیم که همه کسانی که پلنگ نیستند و اسم مستعار ندارند/ کامل نیستند".
دقیقا همین طور است. این که دشنام دهنده گان با اسم مستعار آدم های نا اندیشنده یی هستند اثبات نمی کند که دیگران لزوماو در همه ی موارد خیلی تیز بین اند. اما من تردیدی ندارم که کسانی که دشنام نمی دهند یا با اسم مستعار دشنام نمی دهند با فکر تر از کسانی اند که دشنام می دهند و این کار را با اسم مستعار می کنند.
اما انگیزه ی بحث در این مورد شکایت آن دوست بود نه این که کسی در این وبلاگ دشنامی به من داده باشد. من تا به حال گاه گاه سخنان درشت دریافت کرده ام( که عیبی ندارد) اما کسی تا کنون در این وبلاگ دشنام نداده است.
شادکام باشید.

حسین عباسی گفت...

درود
مثل همیشه زیبا ...
پاینده باشید.

درویش گفت...

سلام استاد هاتف گرامی!
قبلن اینجا نظر داده نتوانستم. حالا شد.
حضور تان در چکیده ها سبز باشد.
بدرود!

درویش گفت...

سلام به استاد هاتف!
خوبید؟
خیلی فعال می نویسید. در هرسه وبلاگ می نویسید یا دو؟
موفق باشید استاد گرامی.
در چکیده ها مرا افتخار می بخشید.
بدرود!

Saki گفت...

اتفاقن من هم چون اسم مستعار دارم، می خواستم درباره ی مستعار نویسی بنویسم که خود را توجیه کرده باشم. اما خب اینجا گونه ی جالب ترش را خواندم. به نظر من کسی که دشنام می دهد، در آن لحظه( یا شاید همیشه) اصلن توانایی فکر کردن یه این رویِ قضیه را ندارد که با این کار در حقیقت خودِ خود را خفیف می سازد. او فقط به وجهه ی خود در نظر دیگران می اندیشد. کارِ چنین آدمی از ارج نهادن به خود گذشته است و به روشنی می داند که بی تربیت است و برایش هم اصلن مهم نیست که بی تربیت است.

فرشته ضیایی گفت...

سلام بر شما! همین چند روز قبل کسی با اسن مستعار به من دشنام داد که زبان دری یا فارسی زبان من نیست و نباید به این زبان بنویسم. در جامعه ما تقریبآ همه پلنگ اند. یک عده پوستینش را بروی خود میکشند و یک عده خلق و خویش را با خود حمل میکنند.

رسول گفت...

سلام
انعطاف پذیری تان قابل قدر است.

ناشناس گفت...

نام خدا استاد هم شدی!

 
Free counter and web stats