۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

در جنگل بی شرمی


اکادمی علوم افغانستان آماری  در باره ی اقوام افغانستان منتشر کرده. در این آمار جمعیت پشتون ها 62 درصد، تاجیک ها 12 درصد، هزاره ها 9 درصد و ازبک ها 6 درصد ذکر شده اند. اقوام دیگر افغانستان به سقف 3 درصد هم نرسیده اند.
حال، سوال این است: چه کسی چنین آماری را منتشر می کند؟ پاسخ: این آمار را دانشمندانی که با جمعیت شناسی و آمار و این قبیل چیزها سر و کار دارند منتشر می کنند. پرسش بعدی : این دانشمندان چه کسانی هستند؟ پاسخ: دانشمند دانشمند است دیگر. چه فرق می کند این دانشمندان چه کسانی باشند؟
اما می دانیم که حرف بر سر افغانستان است. این یعنی این که بعید است یکی از دانشمندان ترکمن افغانستان اصرار کرده باشد که این آمار را منتشر کنیم و گر نه شهروندان افغانستان از درصدی جمعیت اقوام در این مملکت بی خبر خواهند ماند و این فاجعه یی است جبران نشدنی. در آمار منتشر شده جمعیت ترکمن ها به 3 درصد هم نمی رسد. فکر می کنید کدام تاجیک خواب آلود دست به انتشار این آمار زده و با نگاهی کاملا علمی دندان بر جگر گذاشته و در باره ی جمعیت 12 درصدی تاجیک ها هیچ حرفی نزده؟ تصور می کنید کدام دانشمند هزاره از دیدن 9 درصد به هیجان آمده و داد و بیداد کرده که حتما این آمار منتشرشود؟ یا ازبکی همان 6 درصد را غنیمت دانسته و به انتشار آمار مذکور کمر بسته است؟ پشتون ها چه طور؟
به نظر می رسد که ثبت جمعیت 62 درصدی پشتون ها در افغانستان ( در تناسب با آن اقوام دیگر) معامله ی بدی نباشد. به همین خاطر می دانیم که انتشار این آمار کار پشتون های اکادمی علوم افغانستان است. مردمان فرانسه و اوگاندا و سومالی و افریقای جنوبی شاید این را ندانند. ما پشتون ها و ازبک ها و ترکمن ها و هزاره ها و تاجیک ها و هندو ها و عرب ها و ...اما می دانیم. 

چند حاشیه ی جالب این ماجرا:
یک-کسانی که این کار را کرده اند باید آدم های جالبی باشند. حتما با خود گفته اند: این آمار را که کسی قبول نمی کند، اما ما منتشر اش می کنیم. دیگران هر چه بگویند که این آمار درست نیست، ما اعتنایی نخواهیم کرد. این آمار باید درست باشد. اگر درست نباشد که ما ضرر می کنیم. به بیانی دیگر، انتشار این آمار با این فرض صورت نگرفته که دیگران آن را به عنوان یک داده ی معتبر آماری خواهند پذیرفت. فرض همان بوده که دیگران این آمار را نمی پذیرند. اما ما اصرار می کنیم. همان زورگویی و بی منطقی معمول.
دو-فرض کنید این آمار درست باشد. اصلا فکر کنید که جمعیت پشتون های افغانستان 87 درصد کل جمعیت کشور است.  منظور از فرو کردن این آمار در چشم دیگران چیست؟ تاکید پشتون ها بر این گونه درصد ها تنها معنایی که می تواند داشته باشد این است که برای ما تعداد افراد قبیله اصل است. یعنی ما با انتخابات آزاد مخالف ایم، با پارلمان مخالف ایم، با دموکراسی مخالف ایم، با حقوق فردی و شهروندی مخالف ایم، با سپردن کار به اهل کار مخالف ایم و اساسا با هر سیستمی که بنای آن بر شمارش رمه وار افراد قبیله نباشد دشمن ایم. ملاحظه می کنید که هر بار که پشتون ها بر کثرت جمعیت خود تاکید می کنند در واقع از این بابت به صورت خودکار امتیاز می خواهند. در حالی که در یک نظام دموکراتیک تر و انسانی تر اصل بر برابری همه در برابر قانون است. اصل این است که همه فرصت برابر برای رشد و انتخاب کردن و انتخاب شدن داشته باشند. اصل شهروندی است ، نه پرجمعیت بودن رمه.
سه- نیک که بنگری این تاکید که ما بیشتر نفر داریم در واقع بسیار شرم آور است. معنای اش این است که ما رسما و علنا اعلام می کنیم که برای ما ارزش های انسانی هیچ اهمیتی ندارند و در چشم ما شایسته سالاری و قانون مداری و عدالت کاملا بی ارزش اند. ما فقط یک چیز برای عرضه کردن داریم: زور گویی بر اساس کثرت جمعیت. آیا پشتون ها واقعا می خواهند همیشه با این طرز دید در افغانستان زنده گی کنند و با این نوع نگاه شرم آور با دیگر اقوام افغانستان رابطه داشته باشند؟

۶ نظر:

غلام نبی افضلی گفت...

سلام بر استاد هاتف،
شب در میان خدا مهربان. تا حقیقت آشکار نشده این آمار خیلی کار هارا از پیش خواهد برد، اماهرگاه حقیقت تعداد جمعیت اقوام ساکن در اقغانستان توسط یک بنگاه علمی و متعهد آشکار و اعلام گردید، آنگاه هرچه بادا باد، شاید آنوقت "برادران" پشتون ما بگویند: ما دارای بینی بلند و چشمان فرو رفته ایم، چیزی که کسی آن را از ما گرفته نمی تواند، حالا چه؟

شب ستا گفت...

هر چقدر می خواهی به خودت بقبولانی که می شود با این پشتون ها کنار آمد و در کنارشان مثل آدمیزاد زنده گی کرد, باز می بینی که چه ساده لوحی! سیاهسنگ خوب است, احمدظاهر خوب است و ... ولی کسی در ته دل ات می گوید که خود را بازی نده. به خودت می گویی که احساسی برخورد نکن, سر عقل بیا!

من نمی دانم جناب غفوری رییس اداره ی سرشماری از کدام قوم است. ولی جالب این جاست که او واکنش تندی نشان نمی دهد و صرف به گفتن "مضر" است اکتفا می کند.

ناشناس گفت...

بعد از سقوط طالبان من کمی امیدوار بودم و برایم بهانه های زیادی می اوردم برای محرومیت ها و تبعیض های گذشته و تلاش می کردم حتی بخشی از گناه را به گردن محرومین و تبعیض دیدگان بیاندازم.

اما در این ده سال و اندی به این نتیجه رسیده ام که نه. پدران ما هم هوش داشته اند و بیخود به کوه و شمشیر نزده بودند.

کم کم دل از هم وطنی با هموطنان پشتون می کنم و به رویاهای رادیکال تر دل می بندم.

همه می دانیم که تنها در بدخشان بیشتر از یک ملیون نفر زندگی می کنند. حال، با 12% ، تاجیک ها باید حدود سه ملیون نفر باشند. ایا شما را به وجدان تان قسم تاجیک ها سه ملیون هستند؟

در ایران همه می دانیم که اکثریت هزاره ها اواره هستند و همه می دانیم که ایران می گوید بیش از دونیم ملیون اواره ای افغانی داریم. با 9% ، هزاره ها حدود دو ملیون می شوند. شما را به وجدان تان قسم ایا هزاره ها دو ملیون هستند؟ در حالیکه نصف کابل را هزاره ها تشکیل می دهند و می گویند که در کابل 5 ملیون انسان زندگی می کنند.

من به این نتیجه رسیده ام که افغانستان اگر افغانستان شده است ، دلیل دارد. یعنی بیخود کشور ما به فقیر ترین و عقب مانده ترین و خشن ترین کشور جهان تبدیل نشده است. سیستم قبایلی پشتونها اساسا ضد مدنیت است. این حرف را جدی و بدون تصب می گویم.

کمال

علی تابش گفت...

بابا خود تو ناراحت نکن... اصلا فرض کن که حتی همون هشتاد در صدی که شما گفتید در سازمان ملل هم ثبت شود که چی...؟ نه واقعا که چی؟ ...

بذار اونا به جمع کردن و چاپ کردن امار مشغول باشند... ما چرا کار خود مون را نکنیم هان...؟

شب ستا گفت...

تابش جان, تو خوب باش, ولی دنیا این طور نیست! الان سازمان های مختلفی که در کشور هستند برنامه های خود را با توجه به آماری که از اقوام دارند تنظیم می کنند. مثلن چرا باید تعداد چوکی های جنوبی ها در پارلمان زیاد باشد؟ چرا باید هنگام سرباز گیری به هزاره ها سهم کمی برسد؟ بودجه چی؟ و ...

ناشناس گفت...

اسلام بهترین بهتانه برای سرکوب و جدایی افکنی بین تبارها(اقوامها) است. این بهانه در دستت کشورهای غربی است که ابزار جنگی به بیسواد ترینها(مسلمانهای تعصبی) داده و سپس دکمه تعصبشان را فشار میدهد تا هم تبار و هم میهنان خود را بکشند و سپس غرب بتواند نیروی ارتش خود را پیاده و مهرهای حکومت را به شیوه ای تازه بچیند و سرزمین را آسوده چپاول کند. این شیوه ۱۴۰۰ ساله از دوران رومیان است که برای سرنگون کردن کشورداری پارسها(ساسانیان) اسلام را بنیاد کردند. غرب(مسیحی) و یهود و مسلمانها از زشت ترین و خبیث ترین دینها و نامردمان و دشمنان دیرینه ی ما ایرانیان هستند که هردم با خر کردن دیگران که همه هم مسلمان هستند سرزمینهای ما را به نابودی و چپاول و مردمانمان را می کشند. از جایی که اسلام همه چیز مسلمان را از پیش نوشته که چه بکند و چه نخورد و چه و چه، مسلمان دیگر نمیتواند از بکار گیری مغز خود بهره ببرد، از این روست که او هتا خاهر و مادر خود را هم در راه اسلام سر می برد. مسلمان میلیت ندارد. مسلمان یک ویروس نابود کنند است که نخست خود را نابود میکند در راه اربابان وهابی، آخوند و سیاستهای مردم ستیز غرب مسیحی و یهودی های بی شرم.

 
Free counter and web stats