۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

از امروز برای مدتی در این وبلاگ نمی نویسم. نمی دانم برای چه مدتی. از خواننده گان عزیز این وبلاگ که آمدن شان به این خانه چراغ نوشتن را روشن نگه می داشت از ته ی دل تشکر می کنم. از نظرهای این دوستان چیزهای زیادی یاد گرفتم. تا دیدار بعدی خدا یار تان . البته وبلاگ ریخته ها هم تا مدتی هم سرنوشت این وبلاگ خواهد بود.

این یادداشت خداحافظی را با یک یادداشت ناقص دیگر همراه می کنم :

روزی می خواستم چیزی مفصل در باره ی وبلاگ ها و وبسایت های افغانی بنویسم. دیدم این کار سخت است. گفتم حداقل می توانم برداشت های یک کلمه یی ، یا یک جمله یی ام را از بعضی وبسایت ها و وبلاگ ها بنویسم. آن هم نشد و بسیاری از وبلاگ ها و وبسایت ها بیرون ماندند. امروز فکر کردم که اگر همان لیست ناقص را بیاورم هم سقف آسمان فرو نخواهد ریخت. این برداشت های کوتاه چیز زیادی در باره ی این وبلاگ ها و وبسایت ها نمی گویند. به عکس های فوری از برداشت های شخصی می مانند :

وبلاگ ظاهر نظری : عالی ، با اطلاعات کار آمد از بامیان

وبلاگ الهام غرجی : با درجه ی بالایی از واقع گرایی ، کمی پراکنده

وبلاگ دختر ورسی: خوب ، کاش زبان اش کمتر نشانه های تهرانی می داشت

وبلاگ منیژه باختری : کم به- روز می شود ، با ته رنگی مفید از فمینیزم

وبلاگ همیشه ( تکه –پاره ها): همواره اشاره های اندیشه بر انگیز دارد ، صمیمی

وبلاگ نسیم فکرت : خوب ، گاهی بسیار سست

وبلاگ کاکه تیغون : صاحب اش اهل طنز و مدارا است

وبلاگ مهرگان : بسیار خوب ، جایی برای دیدن دردهای مخیل

وبلاگ شهرزاد اکبر : روان ، سرشار از خواست آزادی و عدالت – مخصوصا برای زنان

وبلاگ زبیده اکبر : آیینه ی فراز و فرود تلاش های یک فرد برای یافتن پاسخ به سوال " یعنی چه؟"

وبلاگ صحرا کریمی : پلی میان اشتیاق و دلزده گی

وبلاگ محمود حکیمی : تحلیل های مفید و نثری بد

وبلاگ حضرت وهریز : با زبان پخته و روان ، کاش از وزن خاطره های اش اندکی کاسته شود

وبلاگ محمد کاظم کاظمی : همیشه مفید و راهگشا

وبلاگ عباس فراسو: زنده ، با اندیشه های نو ، گاهی کمی بیش از حد نو

وبلاگ حسن رضا خاوری : با سطحی خوب ، بی توجه به علایق خواننده گان

وبلاگ بتول محمدی : خوب ، اطلاع دهنده ، کم به-روز می شود

وبلاگ ریخته ها : گاهی خوب ، اکثر اوقات مزخرف

وبلاگ کمال کابلی : با موضع ضد استبداد تحسین بر انگیز ، گاهی با اطلاعات بی ربط و غیر مفید

وبلاگ فرشته ضیایی: خانه ی غزل ِ آزاد ، گاهی با پاره های بسیار خوب

وبلاگ رضا فرزام : جدی ، متین

...

سایت آرمان : پربار ، با سیمایی بسیار غیر جذاب

سایت افغان –جرمن آنلاین : جایی برای دعوا و جنجال

سایت کانون وبلاگ نویسان افغانستان : مفید ، سر گردانی وبگردان را کم می کند

سایت کابل پرس : فعال ، زنده ، با فضایی دموکراتیک ، کمی در هم ریخته

سایت کابل ناته : اکثرا خوب ، کمی درگیر تعارفات

سایت روزنامه ی هشت صبح : مفید ، با تحلیل های روشنگر

سایت آسمایی : متعادل ، با مدیری اهل سنجش

...

۱۵ نظر:

صحرا کریمی گفت...

سلام.
بابا کجا رفتید. همه این روزها در خیال ترک کردن هستند.
چرا نمی نویسید.
راستی تحلیلتان/کوتاه/ جالب بود.
به اصل کلام اشاره کردید.
چرا که من خود زاده اشتیاق و دل زده گی هستم.
موفق باشید و بنویسد.

مهربد گفت...

«بگذار تا گذشته و حال را در آغوش خاطره، تنگ بفشریم و آینده را در آغوش گرم اشتیاق.» خلیل جبران

شهرزاد گفت...

چرا نمی نویسید برای مدتی؟
همه ارزیابی هایتان را در مورد وبلاگ ها قبول دارم بجز در مورد ریخته ها :) ریخته ها همیشه خوب است.

ناشناس گفت...

سلام در باره این سایت نه گفتید ارزیابی تان را می خواهیم.
www.afghanistan.fi

ناشناس گفت...

نکند سید علی خونی به خوابت آمد و تهدیدت کرد؟؟؟؟

حضرت وهریز گفت...

از این کارها نکنید که از آن بوی اعلان جنگ می آید... برگردید و بنویسید. مگر می شود همین طوری خلق الله را رها کردن؟

mehrgan گفت...

rasti rasti raftid degar han ? bale ingar raftid

ناشناس گفت...

تا توانی در جهان خدمت محتاجان کن /
به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی /
نهنگی بچۀ خود را چه خوش گفت /
به دین ما حرام آمد کرانه /
به موج آمیز و از ساحل بپرهیز /
همه دریاست ما را آشیانه /
شاداب باشی .
کمال کابلی .

رفیعی گفت...

با عرض سلام و خسته نباشید.
برداشت شما از سایت ها و وبلاگها عالی بود، ولی ای کاش اسمهای این وبلاگها و سایتها را لینک می کردید. تا زمینه دسترسی ما نیز مستقیما میسر می شد.
بدرود

مردم گفت...

سلام هاتف گرامی.
امید است که سلامت و شادباشید.
دیریست که مطلب جدیدی ننوشته اید. امید است که زود برگردید و نظرات تان را درمورد انتخاب و بحثهای گرم آن با ماشریک سازید. شمع انتظاری ما هم در سراشیبی نابودی رسیده است.

ناشناس گفت...

شمع خاموش و ز خود رفته درینجا ساقیست / شب به پایان رسد این قصه همان سان باقیست
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر ، تا هیچ .
ک . کابلی .

ناشناس گفت...

چه بگویم ؟
در گلویم گره خورده درد
به چشمم قطره اشکی بر لبم لبخند
دل من میترکد
بجای من فریاد بزن
لطفاً

فرشته گفت...

سلام هاتف عزیز! ممنون از محبت تان در حق سروده ها و وبلاگم. خورسندم که خوشتان آمده.

ناشناس گفت...

چون اصحاب کهف برو بخواب ، که عالم همه کفر است .
کار هر کس نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و مرد کهن
درین میدان اگر پیروز گردی
گویمت گُردی
اگر بشکستی آنجا ،
زودتر از مرگ خود مردی

ناشناس گفت...

ساحلی افتاده : گفت گرچه بسی زیستم
هیچ نه معلوم شد ، آه که من کیستم
موج خروشنده ای تند خرامید و گفت
هستم اگر میروم ، گر نروم نیستم
کمال کابلی

 
Free counter and web stats