۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

مخالف نیستم اما مخالف ام

خالد پشتون نماینده قندهار در پارلمان به گزارشگر نیویورک تایمز می گوید که او با رشد هزاره ها مخالف نیست اما ترس اش از آن است که کشورهایی چون ایران از این رشد هزاره ها بهره برداری سیاسی کنند. در نیوریورک تایمز:
The government should work hard to make the opportunity for other places in the country to also go forward,” said Khalid Pashtoon, a Parliament member from Kandahar. He said he had no problem with Hazara gains in education, but added, “The only fear I have is if countries like Iran use it politically in their favor

یک - این سخن آقای پشتون ناراحت کننده و بل نفرت انگیز است. امروز در میان هزاره ها شاید تعداد عقب مانده های سیاسی ای که با سیاست های دولت ایران همدلی داشته باشند به شمار انگشتان دو دست نرسد. ستمی که دولت ولایت فقیه ایران بر هزاره ها کرده بر هیچ قوم دیگر در افغانستان نکرده است. اکثر مردم عادی هزاره  اعتقادات شیعی دارند و از این نظر یک پیوند سنتی با مراجع تقلید غیر دولتی در ایران دارند. اکثر این مراجع روحانیان سنتگرایی هستند که کاری به امور سیاسی و دولتی ندارند. پیوند مردم عادی هزاره با این مراجع هم در حد داشتن رساله ی توضیح المسایل آنان درخانه های خود است. همان را هم اکثر مردم ندارند. یعنی هزاره های شیعه مذهب افغانستان به لحاظ مذهبی بر پای خود ایستاده اند. تا این جا نمی توان مردم هزاره را ملامت کرد. تاجیک ها و پشتون ها و ازبک ها و دیگران نیز پیوندهای مذهبی با مراجع دینی در عربستان و مصر و جاهای دیگر دارند.
ممکن است آقای پشتون بگوید که منظور او این نبوده و ترس او از نفوذ سیاسی  ایران در میان هزاره هاست. در این مورد یا اطلاعات آقای پشتون بسیار کهنه اند و او نمی داند که اکثریت قریب به اتفاق هزاره های امروز با سیاست های جمهوری اسلامی ایران مخالف اند , و یا این را می داند و به هر حال فکر می کند که خوب است آدم هزاره ها را هر طور که شده مزدور ایران معرفی کند. البته آقای پشتون می داند که اگر چه گروهی به نام طالبان از میان مردم هزاره بر نخاسته , اما این هم خوب نیست که این گروه را نماینده ی قوم پشتون بدانیم و بگوییم : "والله ما با تعلیم و تربیه ی پشتون ها مخالف نیستیم. فقط ترس مان از این است که اینها درس بخوانند و همه ی شان طالب شوند! ". بی انصافی است نه؟ شاید عکس این قضیه درست باشد و آن این که هر چه پشتون ها به لحاظ فکری و آموزشی بیشتر رشد کنند بهتر است , چون در این صورت کشورهایی چون عربستان و پاکستان و... نمی توانند از میان پشتون های تحصیل کرده و پرورده گروهی به نام طالبان تشکیل کنند و افغانستان را به تباهی بکشانند. آیا آقای پشتون این اصل ساده را نمی داند که رشد فکری هر مردمی ( از جمله هزاره ها) آنان را در برابر نفوذ بهره برداران بین المللی هوشیار تر و مقاوم تر می کند؟ آیا رشد هزاره ها , اگر از این زاویه به مساله نگاه کنیم , ترس دارد؟ شما در کنار هزاره های رشد یافته و متمدن زنده گی بهتری خواهید داشت. هزاره ها هم بختیار خواهند بود اگر پشتون ها و تاجیک ها و ازبک ها و ترکمن ها و بلوچ ها و هندوها و عرب های رشد یافته تر و متمدن تری در کنار شان زنده گی کنند.

دو- نسل جوان تر هزاره ها به صورت کلی از حکومت های مذهبی و ایدئولوژیک بیزار است. این نسل با مذهب بیگانه نیست و درگیر سیاست هم هست. با این همه به اسلام بین المللی نمی اندیشد و  گول شعارهای مذهبی کشورهایی چون ایران را هم نمی خورد.  این نسل خواستار دموکراسی است و نظامی می خواهد که در آن او را نه همچون رعیتی درجه دو  بل به عنوان شهروندی برابر با دیگران به حساب بیاورند. آقای پشتون اگر صداقتی دارد باید برود و این تغییر عظیم نسلی در میان هزاره ها را به عیان ببیند و رشد هزاره ها را نه خطری برای دیگران بل فرصتی طلایی برای روشن شدن پاره ی مهمی از ظلمتکده ی افغانستان بداند.

سه- از نوع نگاه آقای پشتون به رشد هزاره ها در عرصه ی آموزش می توان تلمیحا دریافت که ایشان مایل است که هزاره ها عقب مانده نگه داشته شوند. اگر رشد هزاره ها به معنای گسترش نفوذ ایران باشد ( که به نظر ایشان هست و نظر ایشان از بن نادرست است) در آن صورت می توان گفت که ایشان به مهار هزاره ها در عرصه ی آموزش تمایل دارد.  شاید هم نفوذ ایران بهانه یی بیش نیست. و گر نه آنچه واقعا می تواند به تحمیق هزاره ها توسط ایران کمک کند بی سوادی و عقب مانده گی فرهنگی هزاره هاست , نه هوشیاری و رشد فکری شان.

۱۶ نظر:

muhammad گفت...

dele adam ba dard meayad azin hama aqab mandagi. chera afghan ha khobi khod ra da pas maani saayere aqwam mebinand?

ناشناس گفت...

آقای هاتف سلام

من شخصا آدمی استم که تلاش می کنم تمام مردم افغانستان را به یک چشم نگاه کنم. اما وقتی گفته های خالد را در نیویورک تایمز خواندم بسیار نا امید و ناراحت شدم. مهم این است که ایشان مقامات بلند دولتی داشته اند و حالا هم در پارلمان کشور حضور دارند و حتی برای پست وزارت هم کاندید بود.

آنچه که من از این گفته ها در می یابم جز تعصب و جهالت نیست و خدا رحمت کند ملتی را چنین انسانهای جاهل و طالبنما برای شان به عنوان وزیر پیشنهاد می شود و یا می آیند و در پارلمان کشور تکیه می زنند. من نمی دانم که با این همه خونی که از سر جهالت در افغانستان ریخته می شود چرا این آدمهای جاهل درس نمی گیرند.

احمد

Ehsan گفت...

سلام دوست عزيز،
بروز هستم تشريف بي آوريد.

یاسین گفت...

سلام به هاتف عزیز،
عنوان کمی بی معنا به نظر می رسد. خوب است کمی تغییر کند مثل این که: مخالف نیستم اما مخالفت می کنم یا چیزی دیگر ...

این که هزاره ها خیلی پیشرفت کرده اند یک توهم بیشتر نیست. هزاره ها از دیگر اقوام پیشرفت بیشتر نکرده اند، تنها در یک ساحه آنهم استعداد تحصیلی و دنش دوستی و روشنفکری از دیگران پیشتازتر شده اند، زمان زیادی نخواهد گذشت که از این خوشبینی خسته خواهند شد.

ناشناس گفت...

موافق ام اما نیستم.
هزاره های ایران نشین افغانستان در مقایسه باپشتون های پاکستان نشین شهری شده تر و با سواد تر شده اند و بس.
این تغییر را آقای پشتون برتری معنی کرده و زنگ خطر پشتونیزم را به صدا در آورده...
ورنه فرقی بین مزدوران رژیم مستبد آخوندی ایران و حکومت مردار نظامی پاکستان نیست.

wakil گفت...

آقای هاتف گرامی سلام
خوشحالم از دوباره برگشتن ات.
آما بعد،با اجازه ات آدرس ات را در صفحه فیس بوک ام درج کردم،تا دوستان این مقاله ات را بخوانند،و در باره روشنفکران این قوم،بدانند روزی کسی گفته بودکه،قوم پشتون روشنفکر، تاریک فکر،ملا،طالب، خلقی و پرچمی اش یک نوع اندیشه دارند، وآن اندیشه برتری خواهی قومی است و من مخالف این نظریه بودم،ولی حالا این قوم خود ثابت کرده که آن دوستم حق داشته، چون تجربه او به مراتب بهتر از من بود...

سخیداد هاتف گفت...

سلام دوستان ,
رسولی عزیز , بلی این عنوان دقیقا به خاطر بازتاباندن بی معنایی موضع آقای خالد پشتون این طور انتخاب شده.
وکیل گرامی ,
با معذرت یکی دو جمله ی نظر تان را حذف کردم. به خاطر نحوه ی بیان شان.
شادکام باشید.

فرشته ضیایی گفت...

با عرض سلام!
برای آنهایی که منطقی جز قومیت نمیشناسند باید قومی عمل کرد. این آدم فاشیست چرا برکنار و محاکمه نمیشود؟ چون وی آنچه را گفته که مرشدش و دولتش عمل میکند. آنهایی که میخواهند بگویند قبل از هزاره یا اوزبیک بودن شهروندم با چشم و گوشهای بسته در دنیای خیالی خود قدم میزنند. واقعیت همان جنگل است و اینکه باید قوی بود. قدرت منطق نمیشناسد. خود قانون است و خود قانون گذار.

ناشناس گفت...

همان بهتر که این تعصب درونی را ابراز میکنند

حسین عباسی گفت...

حقیقت این است که هرچه قدر بگفته ایشان پشرفت مردم هزاره برای ایشان و همفکرانشان نگران کننده باشد،عقب ماندگی قوم پشتون برای دیگر مردم افغانستان نگران کننده است چرا که عقب ماندگی این قوم بطور مستقیم باعث نفوذ کشورهای چون: پاکستان،عربستان،مصر،امارات،یمن،اجزایر،سومالی،سودان...شده است و بطور غیر مستقیم باعث حضور کشورهای چون: آمریکا،انگلیس،آلمان،ایتالیا،اسپانیا،فرانسه...شده است.
خدمت این آقای نگران باید عرض کرد که بهتر است شما اول نگران جوانان عقب مانده خود باشید که نقش راکت هدایت شونده را برای تروریستها بازی نکنند وهم باعث نفله شدن خود و کشته شدن هم وطنان شان نشوند.

ناشناس گفت...

این مفکوره خالد پشت نیست بلکه مفکوره که از طرف تروریست های بین المللی در زیر پای خالد جان تزریق شده است.

ناشناس گفت...

چنین گفت رستم به اسفندیار که آوردی آن تخم زفتی به بار
تو آنی که گفتی که رویین تنم بلند آسمان بر زمین بر زنم
من از شست تو هشت تیر خدنگ بخوردم ننالیدم از نام و ننگ
به یک تیر برگشتی از کارزار بخفتی بران باره‌ی نامدار
هم‌اکنون به خاک اندر آید سرت بسوزد دل مهربان مادرت

هاشم گفت...

هاتف عزیز
درمیان قوم مادرم اینگونه روایت تقریبا، بازهم تاکید میکنم که تقریبا یک تابو متفقا علیه است.تغییر این تفکر که هزاره ها کلا وابسته به جامعه و دستگاه ایدولوژیک ایران اند ،درمیان ماما های من کمی زمان میگیرد،زیرا مامایم هنوز هم شدیدا به این باورست که هزاره موجودی پایین تر از اوست . من کمی جستجو کردم تا درمیان ماماهایم یک گروهی حتی به شماره انگشتانم را پیدا کنم که راجع به اینگونه مسایل درافغانستان تفکر انتقادی داشته باشد،ولی متاسفانه نیافتم اما باآنهم ناامید نیستم شاید روزی بتوانم نشانه ای از تفکر انتقادی واز جنس مدرن را میان آنها پیدا کنم.
دراینجا دوتا پرسش دارم.
یک:هرگاه به همین نوشته های اخیر در وبلاگ ات آدم نگاه کند ،درمیابد که در ستون نظریات سایر نوشته هایت ،تعداد کمی از آدم ها نظر گذاشته اند ودرین جاراجع به این نوشته ات به شمول من آدمهای بیشتری نظرداده اند. به نظر شما چرا اینطور است؟
دوم: من کمی از سقراط خواندم، دیدم این آدم با آنهمه شکوه وبزرگی دراندیشه هیچگاه نگفت که پیامبراست. به نظر شما سقراط چرا چنین نگفت ؟ درحالیکه انسانهای زیادی پس از او آمدند وهر کسی که هرچیزی گفت سقراط آنرا قبلا گفته بود.(عذر میخواهم که این سوال دوم بی ربط به مسله است)
ببخش اگر کاستی های در نوشته ام دیدی چون وقت برای مرورش نداشتم
شاد باشی عزیز

ناشناس گفت...

زمانی فکر میکردم که مردم عادی اوغونستان باهم مشکل ندارند و می تواند در کنار هم برادر وار زندگی کنند اما به مرور زمان دریافتم که کینه وطنداران پشتون نسبت به هزاره عمیق تر از ان است که من فکر میکردم نه تنها حاکمان پشتون تبار در پی مخدوش کردن هویت این قوم بوده که افراد تحصیل کرده و درس خوانده پشتون نیز به نحوی کوشیده اندتا مفکوره هزاره نوکر ایران را برای مردم تیوریزه نماید این در حالی است که از بدوی تاریخ این کشور این زمامدارن پشتون بودند که بیگانه گان را به افغانستان اوردند درپای هرسند که این کشور را با بیگانگان معامله کرده امضای پشتون است نه هزاره. امروز هم هیچ هزاره به خاطر ولایت فقه بمب به کمر نسبته که هموطنان پشتون به خواطر فتواهای جهاد مفتیان عربستان سعودی به انتحار لبیک میگوند و جان صدها هموطن شان را میگرند و نظم اجتماعی و صلح ثبات مملکت شان مختل میکنند. کجاست چشم حقیقت بین اقای پشتون که بیبند که اله دست بیگانه شده. فرزند هزاره که باهزینه خود تحصیل میکند یا پشتون که تمام امکانات سازمان ملل در اختیارش است بازهم کمر به انتحار می بندد

محمد جميل عليپور گفت...

نميدانم چرا دوستان ما روي اين گونه موضوعات بيشتر تمركز ميكنند؟ باورمندي هاي متفاوت يك قوم نسبت به قوم دگردر جامعه ما كاملا طبيعي است ، اينكه فلان شخص چرا چنان ميگويد دليلش معلومه،آيا قومي كه صدها سال حكومت كرده و حق زندگي سائير اقوام را گرفته باشد حد اقل چنين چيزي نگويد؟ خود هزاره نيز بعضا به دامن زدن آن مي پردازد مگر فراموش كرديد زماني راكه محقق براي حامد كرزي كمپاين ميكرد و در سخنراني مزار خوددر خطاب به مردم هزاره گفته بود براي تان تا پنج سال ديگه امان نامه گرفتم . پس نگراني براي چه ؟راست ميگويند هزاره ي كه تا پنجا سال قبل حق زندگي نداشتند امروز در تصميم گيري ها سهيم هستند آيا به اين زودي ميشود مؤلفه هاي جامعه مدرن را در افغانستان جستجوكرد؟ پس بگذاريد جامعه مراحل طبيعي خود را بپيمايد. هزاره ها در نهاد خود بد و عقيم نيستند محدوديت ها فرصت را از آنهاگرفته بود و گذشت زمان فرصت را دوباره برايشان مساعد ساخت بدون ترديدكه توانايي فكري بميان مي آيد

ناشناس گفت...

هزاره گان حالا دارند صرف نان مقاومت دهه هفتاد را میخورند. ما باید متوجه باشیم که پیشرفت تنها از راه فعالیت دوامدار میسر است. اگر خالد پشتون کوشش میکند اذهان دیگران را مشوش کند راه چاره اش این است که با دنیا تماس گرفته و آن را برطرف کنیم. اصلاح ذهنیت پشتونها ابلهانه ترین پالیسی است که مطرح میشود. خود پشتونها از این کار عاجز اند و این کار نه در توان هزاره گان است و نه وظیفه اخلاقی آنها. هزاره گان باید با امثال پشتون ها گذاره نموده و فاصله بهداشتی خود را حفظ نمایند. نه با دیگران علیه آنها متحد شوند و نه با آنها علیه دیگران.
مرحله نو حرکت هزاره گان میتواند کوشش آشکارتر و رادیکال در راه اتحاد هزاره گان از هر مذهب و منطقه باشد - به خاطر که آنها همه از یک ریشه اند و یک بنیاد اخلاقی و خاطره تاریخی دارند و مذهب تنها نام است. به این معنا که اعتقاد و منش هزاره گان شیعه با هزاره گان سنی از شیعیان ناهزاره کرده بسیار زیاد است و بر عکس. خود من شک دارم که اکثریت هزاره گان شیعیان دوازده امامی اند. این شاید صرف یک توهم باشد.
البته تصویر فعلی که از هزاره گان ارایه میشود حتی هزاره گان شیعه را هم شامل شده نمیتواند. تصویر اخلاقی و فرهنگی و زیبا شناختی که فعلا ارایه میشود بسیار متکی به هزاره گان کویته جاغوری است که البته بسیار زیبا است اما بیس استراتیژیک لازم را برای پیشبرد یک طرح نو ندارد.

 
Free counter and web stats